تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
بايد كردن و اين علم توكّل بود و و ليكن بسيار كس بود كه توكّل نتواند كردن و اعتماد وى بر مال افتاده باشد « 1 » و چون بنده را يقين قوّت [
a
79 ] گيرد و اعتماد وى از مال برخيزد توكّل وى درست شود و دل وى توانگر شود و چون نفس توانگرى دل ديد بر آن توانگرى اعتماد كند و به حاجتهاى خويش « 2 » به مولى عزّ و جلّ باز بتواند گشتن كه « 3 » ورا مال نبوده ، چون حاجتى افتاد ، بازگشت وى به مولى عزّ و جلّ بود و چو « 4 » اين كس مال يابد و بر مال اعتماد كند « 5 » و چون ورا « 6 » حاجتى پيش آيد روى « 7 » به در مولى عزّ و جلّ چنان درست نشود كه آن‌گاه كه بىمال بود . « 8 » و اهل معرفت چنين گفته‌اند كه « مال » را مال از بهر آن خوانند « 9 » كه مال دل را از خداى عزّ و جلّ به خود گرايد همچنين كسى كه به حال نرسيده باشد به حاجتهايى كه ورا افتد بازگشت وى به مولى عزّ و جلّ بود و چون حال يافت بر حال اعتماد افتاد . از بعد آن اگر « 10 » حاجتى افتد خطر بود كه نياز وى به در مولى عزّ و جلّ چنان درست نشود كه پيش از يافتن حال پديد آيد كه ورا با مال آرام افتاده است . آن‌كس كه ورا اعتماد بر مال بيفتد « 11 » به حاجتهاى خويش به مولى عزّ و جلّ باز نتواند « 12 » گشتن چون بىمالان . و هركه را بر مال اعتماد نيفتد نيز همچنان به مولى عزّ و جلّ باز نتواند « 13 » گشتن پيش از يافتن حال . [
b
79 ] و از بهر اين گفته‌اند كه حال مال خاصّ است يعنى همچنان‌كه عام به مال از مولى عزّ و جلّ مشغول شود خطر بود كه خاصّ به حال از مولى عزّ و جلّ مشغول شود . و خاصّ « 14 » آن بود كه در طاعت به مطاع مشغول بود چنان‌كه رسول - صلى اللّه عليه « 15 » و سلّم - خبر داده از حال خويشتن « 16 » : « جعلت قرّة عيني في الصلاة » . خواجه حكيم - رحمة اللّه عليه - بيان كرده است و چنين گفته كه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - چنين فرموده كه « 17 » روشنايى چشم
هامش
( 1 ) . بود . ( 2 ) . خود . ( 3 ) . + چون كسى كه وى را . ( 4 ) . چون . ( 5 ) . افتد . ( 6 ) . وى را . ( 7 ) . نياز وى . ( 8 ) . كه از آنكه مال شود . ( 9 ) . گفته‌اند . ( 10 ) . چون . ( 11 ) . نيفتد . ( 12 ) . تواند . ( 13 ) . تواند . ( 14 ) . خاصّ الخاصّ . ( 15 ) . عليه السّلام . ( 16 ) . خويش + و گفت . ( 17 ) . رسول . . . كه » ندارد .
ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 124 | عبد الله بن محمد القلانسي النسفي / عارف نوشاهى