من در نماز كرده است « 1 » يعنى مولى عزّ و جلّ مر مرا زيادتى كرامت پديد مىآرد اندر نماز كه بيرون نماز آنچنان نمىشود . چه آوردهاند كه رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - « 2 » در نماز « 3 » شرفاك كردى كه ديگ رويين بجوشد و به غالب حال بيرون نماز آنچنان نبودى .
پس پديد آمد كه رغبت وى به نماز از بهر آن بودى تا مقام مشاهدت زيادت شود - و اللّه اعلم - و اين خبر دليل كند هرچند بنده به كرامت نزديكتر شود ، هيبت مولى عزّ و جلّ در دل وى « 4 » زيادت « 5 » شود . چون كسى در خويشتن نشان كرامت بيند و ايمنتر شود آن مكر بود نه [
a
80 ] كرامت .
و خواجه حكيم را - رحمة اللّه عليه - پرسيدند كه بعضى چنين مىگويند كه چون بنده خاصّ مولى گردد - عزّ و جلّ - خوف از وى برود ، اين سخن درست هست يا نى ؟ گفت :
نى ، چه آنكس خاصّ ابليس گردد كه خوف از وى برود « 6 » و چون بنده از مولى عزّ و جلّ نترسد پس وى نيز خداى ديگر گردد . « 7 »
معنى اين خبر كه رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - فرموده : « و إنّه ليغان على قلبى و إنّى لأستغفر اللّه في كلّ يوم مائة مرّة » . چنين فرموده است كه آنكه رسول - صلى اللّه عليه « 8 » و سلّم - صد بار استغفار كردى « 9 » آن بود كه وى را آرزو بودى كه پيوسته بيرون از نماز همچنان با هيبت « 10 » توانستى بودن كه در نماز . چون دل خويش را بيرون از نماز همچنان با هيبت نيافتى « 11 » كه در نماز ، خويشتن را مقصّر ديدى « 12 » و از مولى عزّ و جلّ عذر خواستى .
و چنان بايد كه چون بنده گرويده است و از كافران جدا شده جهد كند و از مولى عزّ و جلّ يارى خواهد تا امرهاى وى را بگزارد و از نهىهاى وى پرهيز كند تا از فاسقان نيز جدا شود و اين درجهء عام است . و چون اين توانست كردن از مولى عزّ و جلّ منّت [
b
80 ] پذيرد و خويش « 13 » را از شكر اين عاجز بيند آنگاه جهد كند تا ادب بندگى نگاه دارد و طاعت
هامش
( 1 ) . مولى تعالى و ليكن نگفت كه روشنايى چشم من از نماز كرده است .
( 2 ) . عليه السّلام .
( 3 ) . چنان .
( 4 ) . بنده .
( 5 ) . + تر .
( 6 ) . چه مولى تعالى از بنده نترسد .
( 7 ) . شود .
( 8 ) . عليه السّلام + هر روز .
( 9 ) . معنى .
( 10 ) . « با هيبت » ندارد .
( 11 ) . « با هيبت نيافتى » ندارد .
( 12 ) . خويش مقصّر ديدى .
( 13 ) . خويشتن .