بود كه ياد كريم نكند . « 1 » و رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - فرمودهاند « 2 » كه علامت به « 3 » نزديك شدن قيامت آن بود كه تا كسى را با كسى آشنايى نبود ، سلام نكند و اين نكوهيده است ، چه چنان بايد كه هركه مسلمان بود و گمان برى كه اگر بر وى سلام كنى گران « 4 » نيايدش جواب دادن يا « 5 » شاد شود ، [
a
66 ] بايد كه « 6 » سلام كنى .
و اهل معرفت چنين گفتهاند كه بخيل به مال آن بود كه جز آنكه مولى عزّ و جلّ « 7 » در مال وى « 8 » فريضه كرده است نتواند دادن و چون بخلش قوّت كند شحّ گردد تا حقّهاى مال نتواند گزاردن و اين سبب هلاك « 9 » بود ، چه مولى عزّ و جلّ سبب رستگارى سلامت يافتن از « 10 » شحّ پيدا كرده است چنانكه مىفرمايد : « 11 »
« وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
[ الحشر / 9 ] .
هامش
( 1 ) . ياد كرديم .
( 2 ) . گفته است .
( 3 ) . « به » ندارد .
( 4 ) . گرانى .
( 5 ) . + پس .
( 6 ) . « بايد كه » ندارد .
( 7 ) . خداى تعالى .
( 8 ) . « وى » ندارد .
( 9 ) . + وى .
( 10 ) . + از دور بودن .
( 11 ) . + قوله تعالى و تقدّس و تعظّم .