تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 102

مساهمون:

ص١٠٢
بود كه ياد كريم نكند . « 1 » و رسول - صلى اللّه عليه و سلّم - فرموده‌اند « 2 » كه علامت به « 3 » نزديك شدن قيامت آن بود كه تا كسى را با كسى آشنايى نبود ، سلام نكند و اين نكوهيده است ، چه چنان بايد كه هركه مسلمان بود و گمان برى كه اگر بر وى سلام كنى گران « 4 » نيايدش جواب دادن يا « 5 » شاد شود ، [
a
66 ] بايد كه « 6 » سلام كنى . و اهل معرفت چنين گفته‌اند كه بخيل به مال آن بود كه جز آنكه مولى عزّ و جلّ « 7 » در مال وى « 8 » فريضه كرده است نتواند دادن و چون بخلش قوّت كند شحّ گردد تا حقّهاى مال نتواند گزاردن و اين سبب هلاك « 9 » بود ، چه مولى عزّ و جلّ سبب رستگارى سلامت يافتن از « 10 » شحّ پيدا كرده است چنان‌كه مىفرمايد : « 11 »
« وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ »
[ الحشر / 9 ] .
هامش
( 1 ) . ياد كرديم . ( 2 ) . گفته است . ( 3 ) . « به » ندارد . ( 4 ) . گرانى . ( 5 ) . + پس . ( 6 ) . « بايد كه » ندارد . ( 7 ) . خداى تعالى . ( 8 ) . « وى » ندارد . ( 9 ) . + وى . ( 10 ) . + از دور بودن . ( 11 ) . + قوله تعالى و تقدّس و تعظّم .