تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
بازدارد و قوّت رجا بنده را به طاعت حريص گرداند « 1 » و ماندن معصيت هم طاعت است « 2 » هر وقتى كه بنده در دل خويش چنين يابد كه من از مولى تعالى مىترسم و به وى امّيد مىدارم و ليكن به ماندن معاصى « 3 » قوّت نيابد و به كردن طاعت حريص نبود ، پديد آيد كه اين ترس و امّيد وى از روى گروش است كه گرويده است كه از مولى عزّ و جلّ « 4 » ببايد ترسيدن و به وى امّيد ببايد « 5 » داشتن و ليكن چون يقين ضعيف گشته باشد خوف و رجاى وى « 6 » ضعيف گشته باشد ، مىداند و ليكن نمىتواند . و دليل بر آنكه چون خوف و رجا قوّت گيرد بنده به طاعت حريص گردد كه مولى تعالى در قرآن مجيد چنين فرموده است « 7 » كه
« إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ
« 8 »
هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَتَ اللَّهِ »
[ البقرة / 218 ] . مولى تعالى خبر داد كه آنان كه گرويده‌اند و هجرت كردند در سبيل خداوند عزّ و جلّ « 9 » ، آنهااند كه به رحمت من امّيد مىدارند . و رسول - صلى [
a
44 ] اللّه عليه و سلّم - خبر داد كه « 10 » « انّ الهجرة هجرتان : « 11 » إحداهما افضل من الاخرى « 12 » ، و هى « 13 » ان تهجر السّيئات ، و الجهاد جهادان : أحدهما أفضل من الآخر ، و هو ان تجاهد نفسك « 14 » و هواك » . گفت : هجرت دو است و « 15 » يكى از يكى « 16 » بهتر است « 17 » و آن « 18 » آن است كه از بديها ببرى . و جهاد « 19 » دو است و يكى از يكى « 20 » بهتر است و آنكه بهتر است ، آن است « 21 » با تن و با هواى خويش « 22 » جهاد كنى يعنى بكوشى « 23 » تا حقّهاى مولى تعالى را « 24 » از تن خويش بستانى . پس پديد آمد كه آن‌كس كه گرويد « 25 » و از بديها بريد و « 26 » با هواى خويش كوشيد ، امّيد دارندهء آن‌كس است . و ببايد دانستن كه هرچند بنده خوب‌تر زيد ، ترس و امّيد وى قوىتر شود ، چه به خبر آمده است از رسول - عليه السّلام - « 27 » كه گفت : « 28 » « ما ازداد المؤمن احسانا الّا ازداد له
هامش
( 1 ) . كند . ( 2 ) . بود . ( 3 ) . معصيت . ( 4 ) . تعالى . ( 5 ) . بايد . ( 6 ) . + نيز . ( 7 ) . + قوله تعالى . ( 8 ) .T: « الّذين » ندارد . ( 9 ) . تعالى . ( 10 ) . « كه » ندارد . ( 11 ) . هجريان . ( 12 ) . الآخرة . ( 13 ) . هو . ( 14 ) .T: لنفسك . ( 15 ) . « و » ندارد . ( 16 ) . ديگرى . ( 17 ) . « است » ندارد . ( 18 ) . + كه بهتر است . ( 19 ) . + نيز . ( 20 ) . ديگرى . ( 21 ) . + كه . ( 22 ) . با تن خويش و هواى خويش . ( 23 ) . بكوش . ( 24 ) . « را » ندارد . ( 25 ) . گرويده است . ( 26 ) . ببريده . ( 27 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 28 ) . « كه گفت » ندارد .