[ 6 ] فصل فى الخوف و الرّجاء
به اوّل كتاب گفته شده بود « 1 » كه بايد كه خوف و رجا را از ايمنى و نوميدى بشناسد . « 2 » پس ببايد دانستن كه « خوف » و « رجا » را پارسى چه بود و اشتقاق وى از كجاست ؟ خواجه « 3 » محمّد بن « 4 » على حكيم ترمذى « 5 » - رحمة اللّه عليه - « 6 » در فروق خويش بيان فرموده است « 7 » كه اشتقاق « خوف » از « خوف » « 8 » است و خوف رفتن « 9 » بود و اشتقاق « رجا » از « ارجا » ست و « ارجا » كرانهها بود و معنى اين سخن آن بود « 10 » كه نفس آدمى را آرام با شهوت « 11 » است و با دنيا ، و چون نور يقين قوّت گيرد ، آفات دنيا « 12 » بيند و عقوبت و « 13 » معصيت را « 14 » بيند و روى از شهوات دنيا بگرداند و به طلب خشنودى خداى عزّ و جلّ « 15 » مشغول شود و « 16 » گويى « 17 » از دنيا بيرون رفت و « 18 » همچنين چون نور يقين قوّت گيرد [
b
43 ] نيكويى طاعت را « 19 » و ثواب طاعت « 20 » را بيند و « 21 » از رغبت « 22 » بهرههاى دنيا و « 23 » تن كرانه كند . و خوف و رجا هر دو يك چيزاند ، چه قوّت خوف بنده را از معصيت
هامش
( 1 ) . گفته بوديم .
( 2 ) . بشناسى .
( 3 ) . چه + .
( 4 ) . + خواجه .
( 5 ) . الترمذى .
( 6 ) . تعالى .
( 7 ) . به جاى « در فروق . . . فرموده است » ، چنين گفته است .
( 8 ) . خفوف .
( 9 ) . خفوف .
( 10 ) . + و اللّه اعلم .
( 11 ) . شهوات .
( 12 ) . + را .
( 13 ) . « و » ندارد .
( 14 ) . « را » ندارد .
( 15 ) . مولى تعالى .
( 16 ) . « و » ندارد .
( 17 ) . + مگر .
( 18 ) . « و » ندارد .
( 19 ) . + بيند .
( 20 ) . + ها .
( 21 ) . « و » ندارد .
( 22 ) . + به .
( 23 ) . بهرههاى تن و از دنيا .