تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
اندر آيد نتوانى « 1 » ديدن و اگر ديو با تو ايمان نديدى « 2 » قصد ايمان تو نكردى « 3 » چه دزد در خانهء ويران به دزدى « 4 » نرود . و بعضى گفته‌اند از اهل معرفت « 5 » كه « 6 » از پاكى ايمان تست . معنى [
b
36 ] آن است كه به سبب آن وسوسه ايمان تو تازه شود . چه مثال ايمان چون انگشت افروخته است . چون بنده به معاصى و شهوات مشغول شود آن نور ايمان و را « 7 » بپوشاند همچون انگشت افروخته كه روزگار « 8 » برآيد روى او خاكستر گيرد و روشنايى و تبش كمتر دهد . چون بادى بر وى وزد آن خاكستر را از روى ببرد ، انگشت تازه گردد . چون ابليس ديد كه بنده به معاصى و شهوات مشغول گشت قصد بردن ايمان وى كند به وسوسه‌ها . چون « 9 » بنده آگاه شود كه ابليس « 10 » قصد ايمان من كرده « 11 » با خويشتن تأمّل كند كه اگر من « 12 » ابليس را به معاصى و شهوات اجابت نكردمى ورا قصد ايمان من كى افتادى . « 13 » من بيش وى را به شهوات و معاصى اجابت نكنم تا وى را قصد ايمان من نيفتد . « 14 » آن قصد كردن اين بنده به ماندن شهوات و معاصى همچون باديست كه خاكستر را از روى انگشت ببرد تا انگشت تازه گردد . پس پديد آمد كه « 15 » وسوسهء ديو « 16 » قوّت ايمان وى گشت . آورده‌اند « 17 » كه خواجه ابو بكر ورّاق - رحمة اللّه عليه - « 18 » با يكى از بزرگان چنين گفته است كه ابليس « 19 » مىگويد [
a
37 ] كه من بدان « 20 » ابلهى نيم كه از آغاز مؤمن را به كافرى وسوسه كنم ، من نخست مؤمن را به شهوتهاى « 21 » حلال حريص كنم ، چون به شهوات حلال حريص گشت و هواى تن بر وى چيره گشت ، آن‌گاه به معاصى وسوسه كنم تا مرا آسان‌تر بود . چون به معاصى حريص شد ، آن‌گاه به كافرى وسوسه كنم تا مرا آسان‌تر بود . و خواجه ابو تراب نخشبى « 22 » چنين گفته است « 23 » كه هواى تن آيينهء ابليس است . اندر
هامش
( 1 ) . نتواند . ( 2 ) . نراندى . ( 3 ) . نكندى . ( 4 ) . + در . ( 5 ) . بعضى از اهل معرفت چنين گفته‌اند . ( 6 ) . آنكه گفت . ( 7 ) . وى را . ( 8 ) . روزگارى . ( 9 ) . و + . ( 10 ) . + آگاه شده و . ( 11 ) . كرد . ( 12 ) . + مر . ( 13 ) . او را قصد ايمان من نيفتدى . ( 14 ) . « من بيش وى . . . نيفتد » ندارد . ( 15 ) . به ديدن . ( 16 ) . + سبب . ( 17 ) . و + . ( 18 ) . تعالى . ( 19 ) . + چنين . ( 20 ) . چنان . ( 21 ) . شهوات . ( 22 ) . نسفى + رحمه اللّه تعالى . ( 23 ) . گويد .