تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
كلمهء « 1 » شهادت گويند « 2 » و ليكن در دل شادى يافت ايمان نيابند . چون اين شش چيز در ايشان جمع « 3 » شود مولى عزّ و جلّ « 4 » مر اهل آن زمان « 5 » را به ده چيز عقوبت كند ، يكى آنكه به رنج « 6 » تن ايشان بيفزايد ، دويم « 7 » آنكه بركت از كسب ايشان بردارد ، سيم « 8 » آنكه مالهاى ايشان از حرام گرداند ، چهارم آنكه به وامهاى گران درافتند ، « 9 » پنجم آنكه به « 10 » زبان ايشان سخن بيهوده و غيبت بسيار رود ، ششم آنكه مر ايشان را حميّت دين نبود ، هفتم « 11 » آنكه دلهاى ايشان به حسنت « 12 » نگرايد ، هشتم آنكه از خويشان « 13 » ببرند از بهر مال ، نهم آنكه دعاى بد ايشان « 14 » بر ايشان پيوسته شود ، دهم آنكه [
a
36 ] چون ملك‌الموت - عليه السّلام - بيايد ايشان را با غم نان يابد . معنى اين سخن آن بود كه غم ايمان و غم جان فراموش كرده باشند « 15 » و به غم نان مشغول شده . « 16 » و به اوّل كتاب ياد كرده شده بود كه چون يقين بر دل چيره شود دل از شك ترسان شود . و معنى اين بود « 17 » كه به نور يقين تاريكى شكّ « 18 » بتواند ديدن . دليل بر آنكه آورده [ اند ] « 19 » كه مردى « 20 » رسول را - عليه السّلام - « 21 » سؤال كرد كه به دل من وسوسه‌ها « 22 » مىآيد كه اگر از آسمان فروافتم و پاره [ پا ] ره شوم از آن بهتر « 23 » دارم كه آنچه به دل من مىآيد به زبان بگويم . رسول گفت - صلى اللّه عليه و سلّم - : دل « 24 » را چگونه مىيابى بر مسلمانى ؟ گفت : استوار . رسول - عليه السّلام - گفت : « ذاك « 25 » محض الإيمان » . « 26 » اين خبر را دو تأويل كرده‌اند ؛ بعضى « 27 » گفته‌اند « 28 » : « 29 » آن از پاكى ايمان تست . معنى آن است كه اگر « 30 » تو روشن نيستى از وسوسه آگاه نشدى « 31 » چه تا خانه روشن نبود كسى كه به خانه
هامش
( 1 ) . « كلمه » ندارد . ( 2 ) . مىگويند . ( 3 ) . پيدا + و در ايشان جمع گردد . ( 4 ) . تعالى . ( 5 ) . زمانه . ( 6 ) . رنج‌بر . ( 7 ) . دوم . ( 8 ) . سيوم . ( 9 ) . اندر افتد . ( 10 ) . بر . ( 11 ) . و + . ( 12 ) . در حاشيهء نسخه بدل آن : به حسد . ( 13 ) . خويشها . ( 14 ) . مسلمانان . ( 15 ) . باشد . ( 16 ) . گشته باشد . ( 17 ) . + آن . ( 18 ) . + را . ( 19 ) . [ ] ازPافزوده شد . ( 20 ) . + مر . ( 21 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 22 ) . + اندر . ( 23 ) . بهتر از آن . ( 24 ) . + خود . ( 25 ) . ذلك . ( 26 ) . + گفت آن از قوّت ايمان تست . ( 27 ) . + چنين . ( 28 ) . + آنكه گفت از قوّت ايمان تست معنى آن بود كه اگر . « آن از پاكى ايمان تست » ندارد . ( 29 ) . + آنكه گفت از قوّت ايمان تست معنى آن بود كه اگر . « آن از پاكى ايمان تست » ندارد . ( 30 ) . + دل . ( 31 ) . نشوى .