تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
مىكنى و چون كار به حقّ روزى مىرسد مىطلبى و بر وعدهء مولى عزّ و جلّ « 1 » اعتماد نمىكنى معنى چيست ؟ اگر به شكّى در وعدهء روزى پس مر ترا نماز و روزه چه سود دارد و اگر به شكّ نه‌اى پس بر وعدهء مولى عزّ و جلّ « 2 » چرا اعتماد نمىكنى ؟ و خواجه حاتم - رحمة اللّه عليه - « 3 » گفته است كه اصل همهء پارساييها ايمنى است به « 4 » روزى و هركه ايمن « 5 » نبود ، پارسايى وى درست نبود همچنان « 6 » كه « 7 » دست به رسن زند « 8 » و خواهد كه بىنردبان به بام برآيد ، دست به « 9 » رسن اندر سخت كند و پاىها از زمين « 10 » برداشته شود . نخست نردبان بايد تا پاى بر نردبان نهى « 11 » و دست به « 12 » رسن اندر زنى تا به بام توانى رفتن « 13 » كه « 14 » چون [
b
32 ] نردبان نبود ، دست اندر رسن « 15 » زدن سود ندارد ، پاى از زمين آزاد شود و ليكن به بام نتواند برآمدن . « 16 » و چون مرد طاعتها مىكند و ليكن اعتماد روزى بر مولى عزّ و جلّ « 17 » درست نشده باشد به نزد خلق پارسا باشد « 18 » و ليكن به پارسايى « 19 » نرسد . و خواجه شقيق - رحمة اللّه عليه - « 20 » چنين گفته است كه هزار و هفصد « 21 » عالم را شاگردى كردم ، « 22 » از هريكى پرسيدم كه من « 23 » ندانم كه من عالمم « 24 » يا زاهد يا عابد ، به چه دانم كه ازينها « 25 » كدامم ؟ هيچ‌كس مرا جواب « 26 » نداد كه دل من قرار گيرد ، « 27 » تا « 28 » رفتم بر « 29 » عبّاد بن كثير و مرو را « 30 » همين مسئله‌ها « 31 » سؤال كردم . جواب داد « 32 » كه اگر امرهاى مولى عزّ و جلّ را مىگزارى « 33 » تو عالمى و اگر دلت بر « 34 » وعدهء روزى استوار است و غم
هامش
( 1 ) . تعالى . ( 2 ) . تعالى . ( 3 ) . رحمه اللّه تعالى چنين . ( 4 ) . بر . ( 5 ) . هركه را اين . ( 6 ) . + بود . ( 7 ) . + كسى . ( 8 ) . + اندر . ( 9 ) . بر . ( 10 ) . + اندر هوا شود + و پاىها با [ كذا ] هوا بماند . ( 11 ) . برنهى . ( 12 ) . بر . ( 13 ) . برتوانى شدن . ( 14 ) . چه . ( 15 ) . به رسن اندر . ( 16 ) . و بر بام بر نتواند آمد . ( 17 ) . تعالى . ( 18 ) . بود . ( 19 ) . + حقيقى نرسيده باشد . ( 20 ) . خواجه شقيق بلخى رحمه اللّه تعالى . ( 21 ) . نهصد . ( 22 ) . + و . ( 23 ) . « من » ندارد . ( 24 ) .T: من ندانم كه عالم ؛P: من ندانم كه من عالمم . ( 25 ) . كه من ازينان . ( 26 ) . جوابى . ( 27 ) . گرفتى . ( 28 ) . « تا » ندارد . ( 29 ) . به نزديك . ( 30 ) . و از وى . ( 31 ) . « مسئله‌ها » ندارد . ( 32 ) . گفت . ( 33 ) . + و نهىهاى مولى تعالى پرهيز مىكنى . ( 34 ) . به .