تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 36

مساهمون:

ص٣٦
مىكند كه پسرى را كه سال وى كم از ده بود ، نشايد ختنه كردن ، « 1 » چه شرع دستورى نداد كم از ده‌ساله را زدن « 2 » از بهر نماز ، نشايد « 3 » ختنه كردن . و ديگر آن بود كه فرزندان « 4 » را قرآن بياموزند و ادب طهارت و نماز « 5 » بياموزند « 6 » و اگر سامان بود ، علم بياموزند « 7 » و اگر سامان بود به مجلس‌هاى علم ببرند « 8 » و با اهل علم و با اهل خير آشنا كنند « 9 » و تير انداختن و آشنا كردن « 10 » بياموزند . « 11 » چه آورده « 12 » كه عمر - رضى اللّه « 13 » عنه - چنين گفتى : « 14 » « علّموا صبيانكم السّباحة و الرّمى » . آشنا « 15 » كردن و تير انداختن بياموزيد مر فرزندان را . چون مرد « 16 » فرزند را به درس « 17 » و به مجلس‌هاى علم نبرد تا خداىشناسى بياموزد و معاملت بياموزد « 18 » زيان آن فرزند « 19 » هم به وى بازگردد . چه آورده‌اند كه مردى « 20 » روستايى مر يكى از خواجگان [
b
25 ] ماضى را پرسيد كه فرزند من مرا بزد . اين خواجه مر اين مرد « 21 » را سؤال كرد كه مر اين فرزند را قرآن آموخته‌اى ؟ گفت : نى ! گفت : به درس برده‌اى ؟ گفت : نى ! گفت : به مجلس‌هاى « 22 » علم برده‌اى ؟ گفت : نى ! گفت : پس « 23 » به چه مشغول كرده‌اى ؟ گفت : به دم گاو و خر فرستا [ د ] م . « 24 »
هامش
( 1 ) . ختنه نبايد كردن . ( 2 ) . آزردن . ( 3 ) . + هم . ( 4 ) . فرزند . ( 5 ) . + و علم . ( 6 ) . بياموزد . ( 7 ) . « و اگر سامان بود علم بياموزند » ندارد . ( 8 ) . بريد . ( 9 ) . كنيد . ( 10 ) . زدن . ( 11 ) . بياموزيد . ( 12 ) . + اند از امير المؤمنين . ( 13 ) . + تعالى . ( 14 ) . كه چنين گفت . ( 15 ) . + اند از امير المؤمنين . ( 16 ) . + تعالى . ( 17 ) . « به درس و » ندارد . ( 18 ) . بداند . ( 19 ) . « فرزند » ندارد . ( 20 ) . + بود . ( 21 ) . مر آن روستايى . ( 22 ) . محلهاى . ( 23 ) . پس گفت : او را . ( 24 ) . فرستاده‌ام .