بيت « 1 »
آنچه از تركان تراشى روزى تركان بود * آخرش غارت ربايد گرچه آن پنهان بود
و علم پيشهوران به معاملت آن بود « 2 » كه رحم و « 3 » نصيحت نگاه دارند « 4 » و بيدار باشند « 5 » تا باطن ايشان « 6 » بر كسب اعتماد نكند . چه خواجه حكيم را - رحمة اللّه - « 7 » پرسيدند كه كاسب « 8 » را علامت چه بود ؟ گفت : آنكه مزد كارش به آنكه داند و به آنكه نداند يكسان بود و كار پيش خداوندگار همان كند و سپس « 9 » خداوندگار همان كند . « 10 » و اگر كسى از وى استادتر به همسايگى وى دكان گيرد وى خشم نيارد « 11 » و اگر وقتى بيمار شود غم نايافت روزى بر وى از « 12 » بيمارى سختتر « 13 » نشود . و چون رحم نگاه ندارد « 14 » بركت نبود كه به خبر آمده است از رسول - عليه السّلام - كه مردى مر رسول را « 15 » سؤال كرد كه كار مىكنم و هرروزه ده درم مىستانم و كار من خوب نمىشود . گفت : برو « 16 » نه درم بستان . « 17 » نه درم ستد و « 18 » باز آمد « 19 » كه هم [
b
22 ] خوب نمىشود . گفت : رو ، « 20 » كمتر ستان . تا پنج درم رسيد و كارش خوب شد . پرسيد مر رسول را - عليه السّلام - كه حكمت درين چه بود كه ده درم مىستدم و كارم « 21 » خوب نمىشد ، اكنون « 22 » پنج درم مىستانم و كارم « 23 » خوب شد ؟ گفت : از بهر آنكه تو بىرحمى مىكردى ، نيم درم كار مىكردى « 24 » و مزد يك درم مىستدى . « 25 » چون مزد بهاندازهء كار ستدى ، بركت پديد آمد .
و اصل معاملت با زن و فرزند آن بود كه مولى عزّ و جلّ « 26 » فرموده است در « 27 » قرآن : « 28 »
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ ناراً »
« 29 » [ التّحريم / 6 ] . اى آنان كه گرويدهايد « 30 »
هامش
( 1 ) . نظم .
( 2 ) . درT: « و علم به معاملت پيشهوران آن بود » . درP: و علم معاملت پيشهوران آن بود .
( 3 ) . « و » ندارد .
( 4 ) . دارد .
( 5 ) . باشد .
( 6 ) . وى .
( 7 ) . « رحمه الله » ندارد .
( 8 ) . + راست .
( 9 ) . پس .
( 10 ) . « كند » ندارد .
( 11 ) . دكان باز كند بايد كه وى را خشم نيايد .
( 12 ) . + غم .
( 13 ) . زيادت .
( 14 ) . + در كسب .
( 15 ) . + صلى اللّه عليه و سلّم .
( 16 ) . « برو » ندارد .
( 17 ) . ستان .
( 18 ) . « و » ندارد .
( 19 ) . « و » گفت .
( 20 ) . « رو » ندارد .
( 21 ) . حكمت اين چگونه دانم كه ده درم مىستاندم و كار من .
( 22 ) . + كه .
( 23 ) . كار من .
( 24 ) . كار نيم درم كردى .
( 25 ) . مىستاندى .
( 26 ) . مولى تعالى .
( 27 ) . اندر .
( 28 ) . + قوله تعالى .
( 29 ) . + و قودها النّاس و الحجارة . يعنى .
( 30 ) . + و ايمان آوردهايد .