تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 31

مساهمون:

ص٣١
نگاه داشت و سودش [
b
21 ] اندك آمد و « 1 » به نزديك رسول - عليه السّلام - « 2 » آمد و گفت « 3 » كه من وصيّت ترا نگاه داشتم و سود اندك آمد . رسول - عليه السّلام - « 4 » فرمود « 5 » كه پارهء « 6 » زر كه سود آمده است ، به بازار بر و به « 7 » عوض آن « 8 » نقره بستان . آن مرد آن پارهء « 9 » زر را به بازار برد ، هم‌سنگ وى نقره نهادند ، آن پارهء زر « 10 » گرانتر آمد . ده چندان كردند هم زر گرانتر آمد . آن مرد را از آن حال « 11 » عجب آمد و به خدمت « 12 » رسول آمد و گفت : يا رسول اللّه « 13 » حكمت در آنچه بود كه هرچند نقره مىنهادند آن زر گرانتر مىآمد ؟ « 14 » رسول - عليه السّلام - « 15 » جواب داد كه اگر مثلا كوه احد را از آن سر نهادندى ، آن زر تو گرانتر آمدى . « 16 » اين خبر دليل مىكند كه بركت آن نبود كه از روى صورت بسيار بود ، بلكه آن بود « 17 » كه از روى معنى بود . و « 18 » بركت آن بود « 19 » چه آن كسان « 20 » كه فرمان‌هاى شريعت را نگاه دارند آنچه بورزند از آن برخوردارى بود « 21 » و به جايگاه صرف شود ، چه گفته‌اند : درم سه است ، حلال است و حرام است و شبهت . « 22 » حلال به طاعت صرف شود و يا به « 23 » منفعت ؛ و حرام به معصيت صرف شود و شبهت [
a
22 ] به لاف صرف شود يا به شهوت . « 24 » و نيز گفته‌اند كه كسب مرد را نفقه پديد « 25 » كند « 26 » چون نفقه به جايگاه بود دليل آن « 27 » بود كه زرش « 28 » از جايگاه بوده است . و قانع نخشبى اندرين « 29 » معنى بيتى گفته است : « 30 »
هامش
( 1 ) . « و » ندارد . ( 2 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 3 ) . + يا رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلّم . ( 4 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 5 ) . + وى را آن . ( 6 ) . پاره‌هاى زر را . ( 7 ) . « به » ندارد . ( 8 ) . « آن » ندارد . ( 9 ) . پاره‌هاى زر . ( 10 ) . پاره‌هاى زر . ( 11 ) . « آن حال » ندارد . ( 12 ) . به رسول عليه السّلام آمد . ( 13 ) . « يا رسول الله » ندارد . ( 14 ) . حكمت اين چه دانم ، هرچند نقره مىنهند ، زر گرانتر مىآيد . ( 15 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 16 ) . آن‌سو نهند و زر را ازين سو نهند همان زر گرانتر آيد . ( 17 ) . به جاى « بل كه آن بود » ، چه آنكه . ( 18 ) . « و » ندارد . ( 19 ) . « بود » ندارد . ( 20 ) . كسانى . ( 21 ) . + ايشان را . ( 22 ) . حلال است و شبه است و حرام . ( 23 ) . « به » ندارد . ( 24 ) . شبه به لاف صرف شود و با شهوت و حرام به معصيت صرف شود . ( 25 ) . پيدا . ( 26 ) . چون نفقه به ناجايگاه صرف شود دليل كند كه ورزش از ناجايگاه بود . ( 27 ) . « آن » ندارد . ( 28 ) . ورزش . ( 29 ) . در . ( 30 ) . + اندرين قصيدهء خويش .