تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
عزيز دارد و ليكن به سبب جوانى و قوّت « 1 » شهوت و غفلت با هواى تن برنيايد و وقت وقت « 2 » به معصيت اندر افتد و از معصيت خويش شرم دارد و قصد توبه كند « 3 » و معصيت پوشيده كند « 4 » و اين را « مغلوب » خوانند يعنى شهوت بر وى چيره بود و به معصيت اندر افتد و مولى عزّ و جلّ « 5 » مر اين قوم را وعده كرده است كه توبه دهد ، چنان‌كه فرموده است قوله تعالى :
« وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ »
[ التّوبه / 102 ] . مولى عزّ و جلّ « 6 » خبر داد كه آن‌كسان « 7 » كه به گناه خويش مقرّ بوند « 8 » و طاعت كنند « 9 » و گاه‌گاه معصيت كنند مر ايشان را توبه دهم . و رسول - عليه السّلام - « 10 » فرموده است : « اقبلوا عن ذوى الهيئات عثراتهم » . خبر داد كه آن كسانى كه ايشان بامروّت و با خصال بپسند « 11 » باشند ، به گناه افتند « 12 » مر ايشان را بدان چشم مبينيد . معنى آن بود - و اللّه اعلم - كه [ به ] « 13 » بركات آن خصال پسنديده « 14 » [
b
11 ] ايشان را توبه دهد . اگر با چنين مفسد صحبت دارى به نيّت آنكه وى را با جمع خير كشى ، « 15 » به اهل خير آشنا كنى ، روا باشد « 16 » تا بركات آن وى را دريابد روا بود ، چه عيسى - عليه السّلام - و يحيى - عليه السّلام - « 17 » چون به جايى برسيدند ، « 18 » يحيى - عليه السّلام - بر زاهدان فرود آمدى و عيسى - عليه السّلام - بر فاسقان فرود آمدى . عيسى را - عليه السّلام - « 19 » سؤال كردند كه چگونه است كه بر فاسقان فرود مىآيى ؟ جواب دادى « 20 » كه من طبيبم هركس كه حاجتمندتر بود بر او فرود آيم تا تندرست شود . « 21 » . و مفسد ديگر آن است كه دين را نشناخته بود « 22 » و اهل علم و اهل خير را دوست ندارد و به نماز و كارهاى خير كاهل بود و « 23 » فاسقى عادت دارد و از « 24 » آشكارا كردن
هامش
( 1 ) . + و . ( 2 ) . فقط يك‌بار « وقت » . ( 3 ) . دارد . ( 4 ) . مىدارد . ( 5 ) . مولى تعالى . ( 6 ) . مولى تعالى . ( 7 ) . كسانى . ( 8 ) . بودند . ( 9 ) . كردند . ( 10 ) . صلى اللّه عليه و سلّم . ( 11 ) . پسنديده بودند . ( 12 ) . به جاى « به گناه افتند » ، و گاه به جاه بشتافتند . ( 13 ) .P: « به » دارد . ( 14 ) . + مولى تعالى . ( 15 ) . برى و يا . ( 16 ) . تا بركات آن وى را دريابد روا بود . ( 17 ) . عيسى و يحيى - صلوات اللّه عليهما - ( 18 ) . رسيدندى . ( 19 ) . « عليه السّلام » ندارد . ( 20 ) . داد . ( 21 ) . من طبيبم و بيمار به طبيب حاجتمندتر بود . ( 22 ) . است . ( 23 ) . + بر . ( 24 ) . « از » ندارد .