تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ارشاد در معرفت و وعظ و اخلاق ( فارسى ) — صفحة 11

مساهمون:

ص١١
راست كند . و هم خواجه حكيم گفته است - رحمة اللّه عليه - « 1 » كه همين پاس را پاس بايد داشت تا بر پاس داشتن خويش نخسپد . و خواجه ابو اسحاق بشاغرى - رحمة اللّه « 2 » عليه - گفته است : نخست شناخت بيگانه بايد « 3 » تا بيگانه را از دل بيرون كند و آنگاه پاس دارد ، چه نبايد كه بيگانه اندر باطن قرار گرفته باشد « 4 » و وى نداند . مثالش چنان بود كه دزد در خانه بود و وى از بيرون خانه پاس دارد . و خواجه امام ابو القاسم خطيب « 5 » - رحمة اللّه عليه - « 6 » چنين گفته است كه خواجه امام على سنگانى - رحمة اللّه عليه - « 7 » چنين گفته است كه آورده‌اند از عيسى - صلوات عليه - « 8 » كه چنين گفت : « من سرق سرّه من اللّه تعالى فاللّه « 9 » تعالى يسلّط عليه من يسرق وقته » . پارسى اين « 10 » بود كه هركه سرّ خويش را از مولى عزّ و جلّ « 11 » بدزدد ، مولى عزّ و جلّ « 12 » كسى را بر وى برگمارد كه « 13 » وقت وى را از وى بدزدد . « 14 » [
a
8 ] و دزديدن سرّ آن بود كه به باطن جز از مولى عزّ و جلّ « 15 » بترسد و به جز مولى عزّ و جلّ « 16 » امّيد دارد و به جز او را دوست دارد . و دزديدن وقت آن بود كه حقّ تعالى يار بد را بر وى گمارد تا وى « 17 » را به كار بيهوده مشغول كند . « 18 » . و هم درين معنى خواجه حكيم سمرقندى « 19 » - رحمة اللّه عليه - « 20 » گفته است : « من صان قلبه عن موات يعتمد عليه ، صانته العصمة عن موات يستعبده » . گفت هركه « 21 » دل خويش « 22 » را نگاه دارد تا بر مرده اعتماد نكند يعنى مال ظاهرش نگاه داشته شود تا مرده‌اى وى را به خدمت خويش مشغول نكند « 23 » يعنى « 24 » به باطن هركه را اعتماد وى بر
هامش
( 1 ) . خواجه حكيم رحمه اللّه تعالى گفته است . ( 2 ) . + تعالى . ( 3 ) . بيگانه را بايد شناختن . ( 4 ) . گرفته بود . ( 5 ) . + سمرقند . ( 6 ) . رحمه اللّه تعالى . ( 7 ) . رحمه اللّه تعالى . ( 8 ) . صلوات اللّه و سلامه عليه . ( 9 ) . فان اللّه . ( 10 ) . چنان . ( 11 ) . مولى تعالى . ( 12 ) . مولى تعالى . ( 13 ) . تا . ( 14 ) . وقت از وى بدزدد . ( 15 ) . مولى تعالى . ( 16 ) . به جز وى . ( 17 ) . او . ( 18 ) . كار بيهوده و به فاسقى مشغول دارد . ( 19 ) . سمرقند . ( 20 ) . رحمه اللّه تعالى . ( 21 ) . سمرقند . ( 22 ) . خود . ( 23 ) . به خدمت خويش نفرمايد . ( 24 ) . + مخلوق پيدا كند كه هركه .