تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 441

مساهمون:

ص٤٤١
بكفت آن جمله بخروشيدند و برفتند وى يافت خود را اندر ميان مزبلهء نشسته و لختى استخوانهاء مردار بر كرد وى نهاده بر خطاء خود واقف شد و تعلّق به توبه كرد و بصحبت اصحاب پيوست و مريد را هيچ آفت چون تنهائى نباشد و شرط صحبت ايشان آنست كى هر كسى را اندر درجت وى بدارند چون * با پيران * به حرمت بودن و * با همجنسان به عشرت زيستن و با كودكان شفقت برزيدن چنانك پيران را اندر درجه پدران داند و همجنسان را اندر درجهء برادران داند و كودكان را اندر محلّ فرزندان و از حقد تبرّا كند و از حسد بپرهيزد و از كينه اعراض كند و نصيحت از هيچ‌كس دريغ ندارد و روا نيست اندر صحبت يكديكر را غيبت كردن و خيانت برزيدن و بقول و فعل * با يكديكر انكار كردن از آنچ چون ابتدا صحبت از براى خداى بود عزّ و جلّ * بايد تا بفعلى يا بقولى كى از بنده ظاهر شود آن را بريده نكردانند و من از شيخ المشايخ ابو القسم كركانى پرسيدم رض كه شرط صحبت چيست كفت آنك حظّ خود نجوئى اندر صحبت كى همه آفات صحبت از آنست كى هر كسى از ان * حظّ خود طلبند و صاحب حظّ را تنهائى بهتر از صحبت و چون حظّ خود فروكذارد و حظوظ صاحب خود را رعايت كند اندر صحبت مصيب باشد يكى كويد از درويشان كى وقتى از كوفه برفتم به قصد مكّه ابراهيم خواصّ را يافتم رض در راه از وى صحبت
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 441 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى