مىشود و طوطى بتعلّم ناطق و اسب به رياضت از حدّ عادت بهايمى به عادت آدمى آيد و مثلهم اين جمله نشان تاثير صحبت است كى كلّ عادت * عزيزى ايشان مغلوب كشتست و مشايخ اين قصّه رض نخست از يكديكر حقّ صحبت طلبند و مريدان را بدان فرمايند تا حدّى كى صحبت اندر ميان ايشان چون فريضه كشتست و پيش ازين مشايخ رض اندر آداب صحبت اين كروه كتب ساختهاند مشرح چنانك جنيد رض كتابى كرد نام آن تصحيح الارادة و يكى احمد بن خضرويه كرد نام آن الرعاية بحقوق اللّه و محمّد بن على الترمذى رح نيز كتابى كرده است آن را بيان آداب المريدين نام كرده و ابو القسم حكيم رض و ابو بكر ورّاق و سهل بن عبد اللّه و ابو عبد الرحمن السلمى و استاد ابو القسم قشيرى رحمة اللّه عليهم اجمعين نيز اندرين معنى كتب ساختهاند مستوفا و اين جمله ائمّهء اين فنّ بودهاند و مقصود من اندرين كتاب آنست تا هرك را اين باشد بكتب ديكر حاجتمند نكردد و پيش ازين كفتيم اندر مقدّمهء كتاب اندر حال سؤال تو كه اين كتاب مر ترا غنيه باشد و مر طالبان اين طريقت را اكنون اين ابواب اندر انواع * آداب معاملات ايشان مرتّب بيارم انشاءالله تعالى وحده و كفى
آداب صحبت باب آدابهم فى الصحبة
چون مهمّترين چيزها بدانستى كى مريد را حقّ صحبت بود لا محاله رعايت صحبت فريضه باشد از آنچ تنها بودن مريد را