تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
حرام تنزيه حقّ فرستاد و سنك هواها و خواطر فاسد را به مناء امان بينداخت و نفس را اندر منحركاه مجاهدت قربان كرد تا بمقام خلّت رسد پس دخول آن مقام امان باشد از دشمن و شمشير ايشان و دخول اين مقام امان بود از قطيعت و اخوات آن و رسول صلعم كفت الحاجّ وفد اللّه يعطيهم ما سألوا و يستجيب لهم ما دعوا حاج وفد خداوند * باشند بدهدشان آنچ خواهند و اجابت كند بدانچ * خوانند و دعا كنند و اين كروه ديكر نه بخواهند و نه دعا كنند فامّا تسليم كنند چنانك ابراهيم عم كرد
إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ
چون ابراهيم عم بمقام خلّت رسيد از علايق فرد شد و دل از غير بكسست حقّ تعالى خواست تا وى را بر سر خلق جلوه كند نمرود را * بركماشت تا ميان وى و از ان مادر و پدرش جدا افكند و آتشى برافروخت ابليس بيامد و منجنيق بساخت وى را در خام كاو دوختند و اندر پلّهء منجنيق نهادند جبرئيل بيامد و پلّهء منجنيق بكرفت و كفت هل لك من حاجة ابراهيم عم كفت امّا اليك فلا پس كفت به خداى عزّ و جلّ هم حاجتى ندارى كفت حسبى من سؤالى علمه بحالى مرا آن پسنده باشد كى او مىداند كه مرا از براى او در آتش اندازند علم او به من زبان مرا از سؤال منقطع كردانيدست و محمّد بن فضل كويد رح عجب از ان دارم كه اندر دنيا خانهء وى طلبد چرا
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 423 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى