و خداوند تعالى متعاليست ازين جمله علوا كبيرا و ديكر معنى احسان باشد و تخصيص بنده كه و را بركزيند و به درجهء كمال ولايت رساند و * بكونه كونه كرامتها مخصوص كرداند و سديكر بمعنى ثناء جميل باشد بر بنده و كروهى از متكلّمان كويند كه محبّت حقّ كى ما را * خبر دادست از جملهء صفات سمعى است همچون وجه * و يداه و استوا كى اكر كتاب و سنّت بدان ناطق نبودى وجود آن مر حقّ تعالى را از روى عقل مستحيل بودى پس آن را اثبات كنيم و بدان بكرويم امّا اندر تصرّف كردن آن توقّف كنيم و مراد اين طايفه * آنست كى روا ندارند باطلاق اين لفظ مر حقّ تعالى را اين جمله اقاويلست كى ياد كرديم و من ترا تحقيق اين بيان كنم انشاءالله *
محبة الله كيفيّة المحبّة من اللّه تعالى باوليائه و من اوليائه الى حضرته
بدانك محبّت حقّ تعالى مر بنده را ارادت خير بود و رحمت كردن بر وى و محبّت اسمى است از اسامى ارادت چون رضا و سخط و رأفت و آنچ بدين ماند جمله اين اسامى جز به ارادت حقّ تعالى نشايد كرد و آن يك صفتست او را قديم كى بدان خواهانست مر افعال خود را پس اندر حكم مبالغت و اظهار فعل * ازين بعضى اخصّ بعضيست و فىالجمله محبّت خداوند تعالى مر بنده را آنست كى با وى نعمت بسيار كند و وى را اندر دنيا و عقبى ثواب دهد و از محلّ عقوبت ايمن كرداند و وى را از معصيت معصوم دارد و احوال رفيع و مقامات سنى وى را كرامت كند و سرّش را از التفات به اغيار بكسلاند و عنايت ازلى را به دو پيونداند تا از كلّ مجرّد شود و مر طلب رضاء وى را مفرد كردد و چون