كداز تا قرّة عين وى نماز شدى تنش اندر ملك بودى جان اندر ملكوت تنش انسى بود و جانش اندر محلّ انس و سهل بن عبد اللّه كويد رض علامة الصادق ان يكون له تابع من الحقّ اذا دخل وقت الصلاة يحثّه عليها و ينبّهه ان كان نائما صادق آن بود كه خداوند عزّ و جلّ فرشتهء را بر وى كماشته بود كه چون وقت نماز آيد بنده را بركزاردن نماز حثّ كند و اكر خفته باشد بيدار كرداندش و اين اثر اندر سهل عبد اللّه رض ظاهر بود از آنچ * از پيرى زمن كشته بود چون وقت نماز بودى تن درست كشتى چون نماز بكردى بر جاى بماندى ، يكى كويد از مشايخ رض يحتاج المصلّى الى اربعة اشياء فناء النفس و ذهاب الطبع و صفاء السرّ و كمال المشاهدة نمازكننده را از فناء نفس چاره نيست و آن جز بجمع همّت نباشد چون همّت مجتمع شود ولايت نفس برسد از آنچ * وجود وى تفرقه است اندر تحت عبارت جمع نيايد و ذهاب طبع جز باثبات جلال نباشد كى جلال حقّ زوال غير باشد و صفاء سرّ جز به محبّت نباشد و كمال مشاهدت جز بصفاء سرّ نه ، همىآيد كه حسين بن منصور اندر شبانروزى چهار صد ركعت نماز * كردى و بر خود فريضه داشتى كفتند اندرين درجه كه توئى چندين رنج * از بهر چراست كفت اين رنج و راحت اندر حال تو نشان كند و دوستان فانى الصفة باشند نه رنج اندر ايشان نشان كند نه راحت نكر تا كاهلى را رسيدكى نام نكنى و حرص را طلب نه ، يكى كفت من از پس ذو النون نماز مىكردم چون ابتداء تكبير كرد و كفت اللّه اكبر بىهوش بيفتاد
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 390
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٣٩٠