عنهم اندرين سخنست و هريكى را درجتى كروهى كويند كه نماز آلت حضورست و كروهى كويند آلت غيبت كروهى كه غايب بودند اندر نماز حاضر شدند و كروهى كه حاضر بودند اندر نماز غايب شدند چنانك اندر آن جهان اندر محلّ رؤيت كروهانى كى خداوند را ببينند غايب باشند حاضر شوند و كروهانى * كى حاضر باشند غايب شوند و من كه على بن عثمان الجلّابى ام مىكويم كه نماز امرست نه آلت حضور و نه آلت غيبت از آنچ امر هيچچيز را آلت نكردد كه علّت حضور عين حضور بود و علّت غيبت عين غيبت و امر خداوند تعالى را به هيچ سبب تعلّق نيست كى اكر نماز علّت و آلت حضور بودى بايستى * تا غايب را حاضر كردى و اكر علّت * و آلت غيبت بودى غايب به ترك آن حاضر شدى و چون غايب و حاضر را به ترك آن عذر نيست * آن خود اندر * نفس خود سلطانيست اندر غيبت و حضور نبستست پس نماز اهل مجاهدت و اهل استقامت بيشتر كنند و فرمايند چنانك مشايخ مر مريدان را در شبانروزى چهار صد ركعت نماز فرمايند مر عادت تن را بر عبادت و مستقيمان نيز نماز بسيار كنند مر شكر قبول را در حضرت ماندند اينجا ارباب احوال ايشان بر دو كونه باشند كروهى آنان كى نمازهاشان اندر كمال مشرب بجاء مقام جمع بود بدان مجتمع شوند و كروهى آنان كى نمازهاشان اندر انقطاع مشرب بجاء مقام تفرقه بود بدان مفترق شوند پس
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 388
مساهمون: علي الجلابي الهجويري الغزنوي
ص٣٨٨