باشد و چون امير المؤمنين على كرّم اللّه وجهه قصد نماز كردى مويهاى وى از جامهء وى بيرون كردى و لرزه بر وى افتادى و كفتى آمد وقت كزاردن امانتى كه آسمانها و زمينها از حمل آن عاجز آمدند ، يكى از مشايخ كويد از حاتم اصمّ رحمة اللّه عليهم پرسيدم كه نماز چكونه كنى كفت چون وقت اندر آيد يك وضوئى ظاهرى و باطنى بكنم ظاهر به آب و باطن به توبه آنكاه * در مسجد اندر آيم و مسجد حرام را شاهد كنم و مقام ابراهيم را ميان دو ابروى خود نهم و بهشت را بر راست خود دانم و دوزخ را بر چب خود و صراط را زير قدم خود و ملكالموت را از پس پشت خود آنكاه تكبيرى كنم با تعظيم و قيامى به حرمت و قراءتى با هيبت و سجودى بتضرّع و ركوعى بتواضع و جلوسى بحلم و وقار و سلامى بشكر و باللّه العون
فصل [ در نماز ]
بدانك نماز عبادتى است كه از ابتدا تا انتها مريدان راه حقّ اندر آن يابند و مقاماتشان اندر آن كشف كردد چنانك طهارت مريدان را بجاء توبه بود و تعلّق به پيرى بجاى اصابت قبله و قيام به مجاهدت نفس * بجاء قيام و * ذكر دوام بجاء * قرائت و تواضع بجاء ركوع و معرفت النفس بجاء سجود و تشهّد بجاى مقام انس و سلام بجاء * تفريد از دنيا * و بيرون آمدن از بند مقامات و از ان بود كه چون رسول صلع از كلّ مشارب منقطع شدى اندر محلّ كمال حيرت طالب شوقى كشتى و تعلّق مشربى كردى آنكاه كفتى ارحنا يا بلال بالصلاة يا بلال ما را به نماز و بانك نماز خرّم كردان و مشايخ را رضى اللّه