تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
نيايند پس اينجا طاعت علّت امن نيامد كما قال رسول صلعم لن ينجو احدكم بعمله قيل و لا انت يا رسول اللّه قال و لا انا الّا ان يتغمّدنى اللّه برحمته نرهد يكى از شما به عمل خود كفتند تو نيز نرهى به عمل خود يا رسول اللّه كفت من نيز نرهم الّا خداى عزّ و جلّ به رحمت خويش اندر كذارد پس از روى حقيقت بىخلاف ميان امّت ايمان معرفتست و اقرار و پذيرفت عمل و هر كه و را بشناسد بوصفى شناسد از اوصاف و اخصّ اوصاف وى بر سه قسمتست بعضى آنك تعلّق بجمال دارد و بعضى آنك بجلال و بعضى آنك بكمال پس خلق را بكمال وى راه نيست بجز آنك وى را كمال اثبات كنند و نقص از وى نفى كنند ماند اينجا جمال و جلال آنك شاهد وى جمال حقّ باشد اندر معرفت پيوسته مشتاق رؤيت بود و آنك شاهد وى جلال حقّ باشد پيوسته از اوصاف خود با نفرت بود دلش اندر محلّ هيبت بود پس شوق تأثير محبّت باشد و نفرت از اوصاف بشريّت همچنان از آنچ كشف حجاب وصف بشريّت * جز به عين محبّت نبود پس ايمان و معرفت محبّت آمد و علامت محبّت طاعت از آنچ چون دل محلّ دوستى بود و ديده محلّ رؤيت * و جان محل عبرت و دل موضع مشاهدت تن بايد كه تارك الامر نباشد و آنك تارك الامر بود از معرفت * بىخبر نباشد و اين آفت اندر زمانه اندر ميان متصوّفه ظاهر شد كى كروهى از ملحده جمال ايشان بديدند و قدر و * منزلت ايشان معلوم كردانيدند خود را بديشان مانند كردند و كفتند كى
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 370 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى