تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
كه در جمله زندكانى ما به خداوندست و پايندكى به دو و زنده داشتن ما فعل حقّست و ما زنده بخلق وىايم نه بذات و بصفات وى و قول روحانيان جمله باطلست و از ضلالتى * عظيم اندر ميان خلق يكى اينست كى روح را قديم كويند و هرچند كى عبارت بدل كرده‌اند كروهى نفس و هيولى مىكويند * و كروهى نور و ظلمت و مبطلان اين طريقت مى فنا و بقا كويند و يا جمع و تفرقه و يا مانند اين عبارتى مزخرف ساخته‌اند و كفر خود را بدان تحسين مىكنند و * متصوّف از ان كروه بيزارند كه اثبات ولايت و حقيقت محبّت خداوند جز به معرفت وى * درست نيايد و چون كسى قديم از محدث نشناسد آنچ كويد اندر كفت خود جاهلى باشد و عقلا به سخن جاهل نكرايند كنون آنچ مقصود اين دو كروه مبطل بود اندرين باب بيامد و اكر بيش ازين بايد اندر كتبى از ان من ببايد طلبيد اينجا مراد من تطويل نيست اكنون من كشف حجاب ابواب معاملات و حقايق اهل تصوّف با براهين ظاهر اندرين كتاب بيان كنم تا طريق دانستن مقصود بر تو آسان كردد و از منكران آن را كه بصيرتى بود راه بازآيد و مرا بدين دعا و ثوابى باشد ان‌شاءالله تعالى

[ كشف الحُجُب ]

معرفة الله كشف الحجاب الاوّل فى معرفة اللّه تعالى

قوله تعالى
وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ *
قال النبىّ عم لو عرفتم اللّه حقّ معرفته لمشيتم على البحور و زالت بدعائكم الجبال پس معرفت خداوند تعالى