تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
زيادت يقين باشد * بر صدق نبى نه شبهت * اندر وى از آنچ در دعوى ايشان متضادّ نيند تا يكى مر يكى را نفى كند كه دعوى يكى به عين برهان دعوى ديكريست چنانك اندر شريعت چون از ورثه جمعى اندر دعوى متّفق باشند چون حجّت يكى ثابت شود حجّت وى * ديكران را حجّت شود به حكم * اتّفاق و استواء ايشان در * درجه و دعوى و اكر دعوى متضادّ بود حجّت يكى حجّت ديكرى نبود پس چون نبى مدّعى بود بصحّت نبوّت به دلالت معجزه و ولى وى را مصدّق دارد اندر دعوى وى پس اثبات شبهت اندرين محلّ محال باشد

فرق بين معجزات و كرامات الكلام فى الفرق بين المعجزات و الكرامات

و چون درست شد كه بر دست كاذب معجزه و كرامات محال بود لا محاله فرقى ظاهرتر بيايد تا ترا معلوم و مبين شود پس بدانك سرّ معجزات اظهارست و از ان كرامات كتمان و ثمرهء معجزه به غير بازكردد و كرامت خاصّ مر صاحب كرامت را بود * و نيز صاحب معجزه قطع كند كه اين معجزه * است و ولى قطع نتواند كرد كه اين كرامتست * يا استدراج * و نيز صاحب معجز اندر شرع تصرّف كند و اندر ترتيب نفى و اثبات آن بفرمان خداى * بكويد و بكند و صاحب كرامات را اندرين بجز تسليم و قبول احكام روى نيست از آنچ به‌هيچ‌وجه كرامت ولى مر حكم شرع نبى منافات نكند و اكر كسى كويد كه چون كفتى كه معجزه ناقض عادتست و دلالت صدق نبى چون * چنين است