بند وى بر وى دوستتر از آزادى و كذاشتكى بود و سكى پليد كذاشته را مى به مجاهدت بدان محلّ رسانند كه كشتهء وى مى حلال كردد و از ان آدمى بىمجاهدت و رياضت نايافته حرام بود و مانند اين بسيارست پس مدار جملهء شرع و رسم بر مجاهدتست و رسول صلع اندر حال قرب حقّ و يافتن كام و امن عاقبت و تحقيق عصمت چندان مجاهدت كرد از كرسنكيهاء دراز و روزهاء وصال و بيداريهاء شب كى فرمان آمد يا محمّد
طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى
قرآن به تو بدان نفرستاديم تا خود را هلاك كنى ، و از ابو هريره رض روايت كنند كى رسول صلع اندر حال عمارت مسجد خشت مىكشيد و من مىديدم كى وى را مى رنج رسيد كفتم يا رسول اللّه آن خشت به من ده كى من بجاى تو اين كار بكنم كفت يا با هريره خذ غيرها فانّه لا عيش * الّا عيش الآخرة تو خشت ديكر بردار كى سراى عيش آخرتست و دنيا سراى رنج و مشقّتست و حيّان خارجه روايت كند كه از عبد اللّه عمر رض پرسيدم كه اندر غزو چه كوئى كفت ابدا بنفسك فجاهدها و ابدأ بنفسك فاغزها فانّك ان قتلت فارّا * بعثك اللّه فارّا و ان قتلت مرائيا بعثك اللّه مرائيا و ان قتلت صابرا محتسبا * بعثك اللّه صابرا محتسبا پس همچندانك تاليف و تركيب عبارت را * اندر حقّ بيان معانى اثرست تاليف و تركيب مجاهدت را اندر وصول * معانى اثرست چون بيان بىعبارت و تاليف آن درست نيايد وصول بىمجاهدت درست نيايد و آنك دعوى كند مخطى بود از آنچ عالم * و اثبات حدث آن دليل معرفت آفريدكارست و معرفت نفس و