تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
به نزديك محقّقان از سه معنى باشد يكى روح و ديكر نفس و سديكر جسد و هر عينى را ازين صفتى بود كه بدان قايم بود روح را عقل و نفس را هوا و جسد را حسّ و مردم نمونهء است از كلّ عالم و عالم نام دو جهانست و از هر دو جهان در انسان نشانست نشان اين جهان باد و خاك و آب و آتش تركيب وى از بلغم و خون و صفرا و سودا و نشان آن جهان بهشت و دوزخ و عرصات جان بجاى بهشت از لطافت و نفس بجاى دوزخ از آفت و وحشت و جسد بجاى عرصات جمال اين هر دو معنى بقهر و موانست پس بهشت تاثير رضاى وى و دوزخ نتيجهء سخطش همچنين روح مؤمن از روح معرفت و نفس وى از حجاب ضلالت و تا در قيامت مؤمن از دوزخ خلاص نيابد و * به بهشت نرسد * حقيقت رؤيت نيابد و بصفاء محبّت نرسد همچنين تا بنده اندر دنيا از نفس نجات نيابد و بتحقيق ارادت نرسد كه قاعدهء آن * روح است به حقيقت قربت و معرفت نرسد پس هر كه اندر دنيا وى را بشناسد و از ديكران اعراض كند و * بر صراط شريعت قيام كند به قيامت دوزخ و صراط نبيند و در جمله روح مؤمن داعى وى بود به بهشت كى اندر دنيا نمونهء * آن ويست و نفس داعى وى بود به دوزخ كه اندر دنيا نمونهء آن ويست آن يكى را مدبّر عقل تمام و آن ديكر را قايد هوا ناقص تدبير آن يكى صواب و از ان آن ديكر خطا پس بر طالبان اين دركاه واجب بود كى پيوسته طريق مخالفت وى سپرند تا بخلاف وى مر روح و عقل را مدد كرده باشند كه آن موضع سرّ خداوندست جلّ جلاله

فصل

امّا آنچ مشايخ كفته‌اند اندر نفس ذو النون مصرى كويد رح اشدّ الحجاب رؤية النفس و تدبيرها صعب‌ترين