تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
يكى را بكشند و دل از وى بيرون كنند هم اسم انسانيّت ازو * ساقط نشود و پيش از جان باتّفاق در قالب آدم دل نبود و كروهى از مدّعيان متصوّف را اندرين معنى غلطى افتادست و كويند انسان آكل و شارب و محلّ تغيّر نيست و آن سرّ الهى است و اين جسد تلبيس آنست و آن مودع است اندر امتزاج طبع و اتّحاد جسد و روح كوئيم باتّفاق جملهء عقلا مجانين و فسّاق و و جهّال و كفّار را اسم انسانيّت است و در ايشان هيچ معنى نيست ازين اسرار و جمله متغيّر و آكل و شارب‌اند و در قالب و وجود و شخص هيچ معنى نيست كى آن را انسان خوانند و از بعد عدمش نيز نه و خداوند عزّ و جلّ جملهء مايه‌ها را كه اندر ما مركب كردانيدست انسان خواندست * بدون معنيها كه آن در بعضى آدميان نيست لقوله تعالى
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
پس بقول خداى عزّ و جلّ كى اصدق القائلين است از خاك ناپاك اين صورت مخصوص محبوس تا همه تعبيه كرد و * تعبير آنش انسانست چنانك كروهى كفتند از اهل سنّت كى انسان حىّ است كه صورتش برين هيئت معهودست كى موت اين اسم را از وى نفى نكند با صور معهود و آلت مرسوم بر ظاهر و باطن و مراد از صور معهود تندرست و بيمار بود و آلت مرسوم عاقل و مجنون و باتّفاق هرچه صحيح‌تر بود كامل‌تر بود اندر خلقت پس بدانك تركيب انسان آنك كامل‌تر بود
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 249 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى