تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
بدرجات كمال رسانيدى و اندر حكايات معروفست كى مريدى را كفت جهد كن تا يك روز * همه روز مىكوئى كى * اللّه اللّه و ديكر روز و سديكر همچنان تا بدان خو كرد كفت اكنون شبها بدان پيوند چنان كرد تا چنان شد كه اكر خود را * بجاء خواب ديدى همان مىكفتى اندر خواب تا آن عادت طبع وى شد آنكاه كفت اكنون ازين بازكرد به ياد داشت مشغول شو تا چنان شد كه همه روزكارش مستغرق آن كشت * قال بعضهم ذكر اللسان غفلة و ذكر القلب قربة وقتى اندر خانهء بود چوبى از هوا در افتاد بر سر وى آمد و بشكست قطرهاى خون از سرش بر زمين مىآمد * نبشته پديد * مىشد كى * اللّه اللّه و پرورش مريدان از روى مجاهدت و رياضت طريق سهليان است و خدمت درويشان و حرمت ايشان طريق حمدونيان و به مراقبهء باطن طريق جنيديان رحمة اللّه عليهم اجمعين امّا رياضت و مجاهدت جمله خلاف كردن نفس باشد و تا كسى نفس را نشناخت رياضت و مجاهدت وى را سود ندارد اكنون من * در حقيقت نفس و معرفت آن بيانى كنم تا معلوم شود آنكاه بيان مذاهب اندر مجاهدات و احكام آن فرونهم تا بر طالب معرفت هر دو هويدا شود و باللّه التوفيق

هواحقيقت نفس * الكلام فى حقيقة النفس * و معنى الهوى

بدانك نفس از روى لغت وجود الشيء باشد و حقيقته و ذاته و اندر جريان عادات و عبارات مردمان محتملست مر معانى بسيار را بر اختلاف يكديكر استعمال كنند بمعانى متضادّ * به نزديك