تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
ايثار بر لقمه كار سكانست مردان جان و زندكانى ايثار كنند چون اين برهان بديدم دست از كلّ اشغال بداشتم ابتداء توبهء من آن بود ، و جعفر خلدى . رض كويد روزى ابو الحسن نورى رح و رض اندر خلوت مناجات مىكرد من برفتم تا مناجات وى را كوش دارم چنانك وى نداند كى سخت فصيح * و لبق مىبود كفت بار خدايا اهل دوزخ را عذاب كنى و جمله آفريدكان تواند و بعلم و قدرت و ارادت قديم * تواند اكر ناچار دوزخ را از مردم پر خواهى كرد قادرى * بر آنك به من دوزخ و طبقات آن پر كردانى و مر ايشان را به بهشت فرستى جعفر كفت من در امر وى متحيّر شدم بخواب ديدم كه آيندهء بيامدى و كفتى خداوند تعالى كفت ابو الحسن را بكوى ما ترا بدان تعظيم و شفقت تو بخشيديم كى بما و بندكان ماست و وى را نورى بدان خواندندى كه اندر خانهء تاريك چون سخن كفتى بنور باطنش خانه روشن شدى و بنور حقّ اسرار مريدان بدانستى تا جنيد كفت و را كه ابو الحسن جاسوس‌القلوبست اينست تخصيص مذهب وى اين اصلى قويست و امرى معظّم به نزديك اهل بصيرت و بر آدمى هيچ‌چيز از بذل روح سختر نيست و دست به داشتن محبوب خود و خداوند تعالى كليد همه نيكوئيها مر بذل محبوب خود را كردانيدست لقوله تعالى
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
و چون روح كسى مبذول باشد * مال و منال * و خرقه و لقمه را چه خطر باشد و اصل اين طريقت اينست چنانك يكى به نزديك رويم آمد كى مرا وصيّتى كن كفت يا بنىّ ليس هذا الامر غير بذل الروح ان قدرت على ذلك و الّا
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 243 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى