تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
حيث قال
خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ
و اين مشرح‌تر اندر باب آداب الصحبة بيايد امّا مراد اينجا ايثارست و اين * بر دو كونه باشد يكى در صحبت * چنين كى ذكرش كذشت و ديكر اندر محبّت و اندر ايثار حقّ صاحب نوعى از رنج و كلفتست امّا اندر ايثار حقّ دوستى همه روح و راحت است و اندر حكايات مشهورست كى چون غلام الخليل با اين طايفه عداوت خود ظاهر كرد و با هريك ديكركونه خصومتى * پيش كرفت نورى و رقّام و بو حمزه را بكرفتند و بدار الخلافه بردند و غلام الخليل كفت اين قومىاند كه از زنادقه‌اند * اكر امير المؤمنين بكشتن ايشان فرمان * دهد اصل زنادقه متلاشى شود كه سر همه اين كروهند و * اكر اين خير * بر دست وى برآيد من او را ضامنم به مزدى بزرك خليفه در وقت بفرمود كه كردنهاء ايشان بزنند سيّاف بيامد و آن هر سه را دست بر بست چون قصد قتل رقّام كرد نورى برخاست و به جايكاه رقّام بر دستكاه سيّاف بنشست بطربى و طوعى تمام مردمان عجب داشتند سيّاف كفت اى جوانمرد اين شمشير چنان چيزى مرغوب نيست كه بدين رغبت پيش اين آيند كه تو آمدى و هنوز نوبت به تو نرسيدست كفت آرى طريقت من مبنى بر ايثارست و عزيزترين چيزها زندكانى است مىخواهم تا اين نفسى چند اندر كار اين برادران كنم كى يك نفس دنيا بر من دوست‌تر از هزار سال آخرت است از آنچ اين سراى خدمتست و آن سراى قربتست و قربت به خدمت يابند * اين سخن صاحب بريد بر كرفت * و به خليفه رفت و كفت خليفه از رقّت طبع و دقّت سخن وى اندر
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 237 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى