تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 217

مساهمون:

ص٢١٧
نيكو داشت و معاملاتى قوى ، و محمّد ايلاقى شيخ وقت و بزرك زمانه بود و تارك رسوم و عادت * و بهانه ، و خواجه عارف فريد وقت بود و بديع عصر ، و على ابن اسحاق خواجهء روزكار و مردى محتشم بود و زبانى نيكو داشت ، و اين اسامى كروهيست كى جمله را بديده‌ام و * مناقب يك يك خود را معلوم كرده و * جمله از اهل تحقيق بوده‌اند ،

امّا از اهل غزنين و سكّان آن

ابو الفضل بن اسد پيرى [ شيخ عارف ابو الفضل بن اسد پيرى ]

شيخ عارف و اندر روزكار خود منصف ابو الفضل بن اسد پيرى بزركوار بود و وى را براهين ظاهر و كرامات زاهر بود و چون شعلهء بود از آتش محبّت و روزكارش مبنى بر تلبيس بود ، و شيخ مجرّد و از علايق مفرد اسماعيل الشاشى پيرى محتشم بود و بر طريق ملامت رفتى ، و شيخ سالار طبرى از علماء متصوّف بود و روزكارى نيكو داشت ، و شيخ عيّار و معدن اسرار ابو عبد اللّه محمّد بن الحكيم المعروف بمريد رح از مستان قربت حضرت حقّ بود و اندر فنّ خود ثانى نداشت و روزكارش بر خلق پوشيده بود و وى را براهين ظاهر و آيات زاهر و بصحبت روزكارش بهتر بودى از آنچ به ديدار ، و شيخ محترم و از جملهء بزركان * مقدّم سعيد بن ابى سعيد العيّار * حافظ حديث پيغمبر بود و عمرى نيكو يافت و مشايخ بسيار را بديد و قوىحال بود و باخبر امّا پوشيده رفتى معنى خود به كس ننمودى ، خواجهء بزركوار و قاعدهء حرمت و وقار ابو علا عبد الرحيم ابن احمد سفرى عزيز قوم بود و سيّد وقت و مرا دل با وى نيكو باشد و روزكارى مهذّب دارد و حال نيكو و از