چون بلائى بيايد رنجه دل كردى كى خداوند تعالى برضا و سخط كس تقدير خود متغيّر نكرداند پس رضاى ما به حكم نصيب راحت ماست هر كه با وى خو كند دلش براحت شود و هر كه از وى اعراض كند بورود قضا رنجه كردد و هو اعلم
ابو على حسن بن محمد دقاق [ ابو على الحسن بن محمّد على الدقّاق ]
و منهم بيان مريدان و برهان محقّقان ابو على الحسن بن محمّد على الدقّاق رض امام فنّ خود بود و اندر زمانه بىنظير بيانى صريح و زبانى فصيح داشت اندر كشف راه خداوند تعالى و مشايخ بسيار را ديده بود و با ايشان صحبت داشته مريد نصرابادى بود تذكير كفتى از وى مىآيد كه كفت من انس بغيره ضعف فى حاله و من نطق من غيره كذب فى مقاله هر كه را بدون حق انس بود اندر حال خود ضعيف باشد و آنك جز از وى كويد اندر مقالات خود كاذب باشد از آنچ انس با غير از غايت قلّت معرفت باشد و انس با وى از غير وحشت بود و مستوحش از غير ناطق نبود از غير و از پيرى شنيدم كى روزى بمجلس وى اندر آمدم به نيّت آن كى بپرسم از حال متوكّلان وى دستارى نيكوى طبرى در سر داشت دلم بدان ميل كرد كفتم ايّها الشيخ توكّل چه باشد كفت آنك طمع از دستار مردمان كوتاه كنى اين بكفت و دستار در من انداخت رض
ابو الحسن على بن جعفر خرقانى [ ابو الحسن على بن احمد الخرقانى ]
و منهم * امام يكانه و شرف اهل زمانه ابو الحسن على بن احمد الخرقانى رض از اجلّهء مشايخ بود و قدماى ايشان و اندر وقت خود ممدوح همه اولياى خداى * شيخ ابو سعيد قصد زيارت وى كرد و با وى وى را محاورات لطيف بود از