تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
و كرامت و ابو عبد اللّه خيّاطى كه امام طبرستان بود كويد كى از افضال خداى عزّ و جلّ يكى آنست كى كسى را بىتعلّم چنان كرداند كى چون ما را * در علوم دين و اصول آن و دقايق توحيد چيزى مشكل شود از وى پرسيم و آن ابو العبّاس قصّابست رض امّى بود امّا كلام و نكتش سخت عالى بود اندر علم تصوّف و اصول اندر ابتدا و انتها عالى و نيكوسيرت بود و مرا از وى حكايات * بسيار سماعست امّا مذهب من اندرين كتاب اختصارست كويند كودكى اشترى را زمام كرفته بود * با بارى كران و اندر بازار آمل * مىكشيد و پيوسته آنجا وحل باشد پاى اشتر از جاى شد و بيفتاد و خرد بشكست مردمان قصد آن كردند كى بار از پشت شتر فروكيرند و كودك دست به مستغاث * برآورد وى بدان بر كذشت كفتا چه * بودست حال باز كفتند وى رض زمام شتر بكرفت و روى به آسمان * كى قبلهء دعاست كرد و كفت اين اشتر را * درست كن و اكر درست نخواستى كرد چرا دل قصّاب بكريستن اين كودك بسوختى اندر حال اشتر برخاست * و * راست و درست برفت از وى مىآيد كى كفت همه عالم را اكر خواهند * و اكر نه با خداوند تعالى خود مىبايد كرد و الّا * رنجه‌دل كردند از انك چون خو با وى كنى اندر بلا مبلى را بينى بلا بلا نيايد و اكر خو نكنى