تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
نباشد پيوسته چيزى مىجويد از طريق اعوجاج تا اندر آن آويزد از وى مىآيد كى كفت رض الالسنة مستنطقات تحت نطقها مستهلكات يعنى زبانهاء كويا هلاك دلهاء خاموشست اين عبارات جمله آفتست و اندر * حقيقت معنى هدر باشد چون معنى حاصل بود به عبارت مفقود نكردد چون معنى مفقود بود به عبارت موجود نكردد سوى آنك اندر آن پنداشتى پديدار آيد و طالب را هلاك كند تا وى عبارت را پندارد كه معنيست و اللّه اعلم

ابراهيم خواص - ابو اسحاق ابراهيم بن احمد خواص [ ابو اسحاق ابراهيم بن احمد الخواصّ ]

و منهم سرهنك متوكّلان و سالار مستسلمان ابو اسحاق ابراهيم بن احمد الخواصّ رض اندر توكّل شانى عظيم داشت و منزلتى رفيع و مشايخ بسيار را يافته بود و وى را آيات و كرامات بسيارست و تصانيف نيكو اندر معاملات اين طريقت از وى مىآيد كه كفت العلم كلّه فى كلمتين لا تتكلّف ما كفيت و لا تضيّع ما استكفيت علم بجمله اندر دو كلمه مجتمع است يكى آنك خداى تعالى انديشهء آن از دل تو برداشتست اندر آن تكلّف نكنى و ديكر آنك ترا مىببايد كرد * و بر تو فريضه است ضايع نكنى تا در * دنيا و آخرت موفّق باشى مراد ازين آنست كى اندر قسمت تكلّف نكنى كى قسمت ازلى بتكلّف تو متغيّر نشود و اندر امر تقصير مكن كى ترك فرمان ترا عقوبت بار آرد از وى پرسيدند كى از عجايب چه ديدى كفت عجايب بسيار ديدم امّا هيچ از ان عجب‌تر نبود كى خضر پيغامبر عم از من اندر خواست تا * با من صحبت دارد من اجابت نكردم كفتند چرا كفت نه از انك رفيق مى بهتر * از وى طلب كردم و ليكن ترسيدم كى بدون حقّ بر وى اعتماد كنم و صحبت وى توكّل