تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
سخت * با اصل و مفيدست به جايكاه خود تمام كرده شود ان‌شاءالله تعالى عزّ و جلّ

ابو بكر محمد بن عمر وراق بلخى ترمذى [ ابو بكر محمّد بن عمر الورّاق ]

و منهم شرف زهّاد امّت و مزكّى اهل فقر و صفوت ابو بكر محمّد بن عمر الورّاق رض از بزركان مشايخ بود و از زهّاد ايشان احمد خضرويه را ديده بود و با محمّد بن على صحبت داشته وى را كتبست اندر آداب و معاملات و مشايخ رح وى را مؤدّب الاوليا خوانده‌اند وى حكايت كند كى محمّد بن على حكيم رض جزوى * فرا من داد كى اندر جيحون انداز مرا دل نداد اندر خانه بنهادم و بيامدم و كفتم انداختم كفت چه ديدى كفتم هيچ نديدم كفت نينداخته باز كرد و اندر آب انداز بازكشتم و دلم را وسواس آن برهان بكرفت و آن اجزا را اندر آب انداختم آب به دو پاره شد و صندوقى برآمد سر باز چون اجزا اندرو افتاد سر فراهم شد باز آمدم و حكايت كردم كفت اكنون انداختى كفتم * ايّها الشيخ سرّ اين حديث * چه بود با من بكوى كفت تصنيفى كرده بودم اندر اصول و تحقيق كى فهم * ادراك آن نمىتوانست كرد * برادر من خضر عم از من بخواست اين آب را خداوند تعالى فرمان داده بود تا آن به دو رساند و از وى مىآيد كفت الناس ثلاثة العلماء و الفقراء و الامراء فاذا فسد العلماء فسد الطاعة و اذا فسد الفقراء فسد الاخلاق و اذا فسد الامراء فاذا فسد المعاش مردمان سه كروهند يكى عالمان و ديكر فقيران و سديكر اميران چون امرا تباه شوند معاش خلايق و اكتساب ايشان تباه شود و چون علما تباه شوند طاعت
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 179 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى