تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
اندر فنون علم اين طريقت از وى مىآيد كه كفت حقّ لمن اعزّه اللّه بالمعرفة ان لا يذلّه بالمعصية واجبست و سزا مر آن را كى خداوند تعالى به معرفت عزيز كردش كى خود را به معصيت ذليل نكند و تعلّق اين بكسب بنده باشد و مجاهدت وى بر دوام رعايت امور وى و اكر * بر ان معنى رانى كى سزاوارست حقّ تعالى بدان كه چون كسى را به معرفت عزيز كند به معصيت خوار نكند از آنچ معرفت عطاى ويست و معصيت فعل بنده و كسى را كه عزّ بعطاء حقّ باشد محال بود كى بفعل خود ذليل كردد چنانك آدم عم كه به معرفت عزيز كرد به زلّت ذليل نكردش

ابو عبد الله احمد بن يحيى جلا بغدادى [ ابو عبد اللّه احمد بن يحيى بن الجلا ]

و منهم سهيل معرفت و قطب محبّت ابو عبد اللّه احمد بن يحيى بن الجلا رض از بزركان قوم بود و سادات وقت و وى را طريقى نيكو و سيرتى پسنديده بود و صاحب جنيد بود و ابو الحسن نورى و جماعتى از كبرا * را ديده بود رض وى را كلامى عالى و اشاراتى لطيفست اندر حقايق از وى مىآيد كه كفت همّة العارف الى مولاه فلم يعطف الى شىء سواه همّت عارف با حقّ باشد و از وى به هيچ‌چيز بازنكردد و بر هيچ چيز فرونيايد از انك عارف را بجز معرفت * وى هيچ‌چيز نباشد چون سرمايهء دلش معرفت بود مقصود همّتش رؤيت بود از آنچ پراكندكى همم هموم بار آورد و هموم از دركاه حقّ بازدارد از وى حكايت آرند كى كفت روزى ترسائى ديدم خوب‌روى در جمال وى متحيّر شدم اندر مقابلهء وى بيستادم جنيد رح بر من كذر كرد با وى كفتم اى استاد خداى تعالى اين‌چنين روى به آتش دوزخ نخواهد سوخت مرا كفت رض اى پسر اين بازارچهء نفس است كى ترا برين مىدارد نه نظارهء عبرت كى اكر به عبرت مىنكرى اندر هر ذرّهء از