تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩
ورع بر دست كرفت فضيل بن عياض و سفيان ثورى را بيافت و با ايشان صحبت كرفت و اندر همه عمر بجز كسب دست خود نخورد وى را معاملات ظاهرست و كرامات مشهور و اندر حقايق تصوّف كلمات بديع و لطائف نفيس و جنيد كويد رض مفاتيح العلوم ابراهيم كليد علمهاء اين طريقت ابراهيم است و از وى روايت مىآرند كه كفت اتّخذ اللّه صاحبا و ذر الناس جانبا خداى را تعالى يار خود دار و خلق را بجانبى بكذار و مراد ازين آنست كى چون اقبال بنده بحقّ تعالى درست باشد و اندر تولّى بحقّ مخلص بود صحّت اقبال وى بحقّ اعراض از خلق تقاضا كند از انك صحبت خلق را با حديث حقّ هيچ كار نيست و صحبت حقّ اخلاص باشد اندر كزاردن فرمان وى و اخلاص اندر طاعت از خلوص محبّت باشد و خلوص محبّت حقّ از دشمنى نفس و هوا خيزد كه هركه با هوا آشنا بود از خداى عزّ و جلّ جدا بود و هركه از هوا بريده باشد با خداوند آرميده باشد پس همه خلق توئى اندر حقّ تو چون از خود اعراض كردى از همه اعراض كردى كسى كى از خلق اعراض كند و به خود اقبال كند اين جنان باشد كه همه خلق اندر آنچ هستند به حكم تقدير راستند ترا كار با تو فتادست و بناء استقامت ظاهر و باطن مر طالب را بر دو چيزست يكى از ان شناختى و ديكر كردنى آنچ شناختنى است رؤيت تقدير حقّست از خير و شرّ كه اندر كلّ ملك هيچ متحرّك ساكن نشود و هيچ ساكن متحرّك نكردد الّا بحركتى كى خداوند تعالى اندر وى بيافريند و سكونتى كى خداوند تعالى اندر وى