تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
سبحان اللّه نه خبر پيغمبرست عم كه كفت ليس للعبد ان يذلّ نفسه فى طاعة اللّه قال بلى امّا الرضا عزّ دايم عند اهله نيست روا مر بنده را * كه اندر طاعت خداى عزّ و جلّ ذلّ طلبد كفت بلى امّا رضا * عزّى دايمست تو ذلّ من مىبينى و من عزّ خود بوجه رضا به حكم خداوند تعالى آنكاه فرود آمد و در بكشاد و چراغ بكشت و اندر زاويهء بايستاد تا هارون كرد خانه ورا مىجست تا دستش بر وى آمد كفت آه از دستى كه از ان نرم‌تر نديدم اكر از عذاب خداى برهد هارون فرا كريستن آمد و چندان بكريست كى بىهوش كشت چون به هوش باز آمد كفت يا فضيل مرا پندى بده كفت يا امير المؤمنين پدرت عمّ مصطفى بود صلوات اللّه عليه از وى در خواست كى مرا بر قومى امير كن كفت يا عمّ * بك نفسك ترا بر تن تو امير كردم يعنى كه يك نفس تو در طاعت خداى بهتر از هزار سال طاعت خلق ترا لانّ الامارة يوم القيامة الندامة از آنچ اميرى روز قيامت بجز ندامت نباشد هارون كفت اندر پند زيادت كن كفت چون عمر بن عبد العزيز را * به خلافت نصب كردند سالم بن عبد اللّه و رجا بن حيوة و محمّد بن كعب القرظى را رح بخواند و كفت من مبتلا شدم بدين بليّات تدبير من چيست كى من اين را بلا مىشناسم هرچند مردمان نعمت انكارند يكى كفت اكر خواهى كى فرداى قيامت ترا نجات باشد پيران مسلمانان را چون پدر خود دان و جوانان را چون برادران و كودكان را چون فرزندان آنكاه با ايشان معاملت چنان كن كى اندر خانه با پدر و برادر و فرزند كنند كه همه ديار اسلام
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 123 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى