تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
معرفته عبده بكلّ طاقته هركه خداى را جلّ جلاله بحقّ معرفت بشناسد بكلّ طاقت بپرستدش زيراك آنك بشناسد بانعام * و احسان و رافت و رحمت شناسد چون شناخت دوست كيرد چون دوست كرفت طاعت دارد * تا طاقت دارد از انك فرمان دوستان كردن دشوار نباشد پس هركه را دوستى زيادت حرص بر طاعت زيادت و زيادت دوستى از حقيقت معرفت بود چنانك عايشه رض روايت كند كى شبى پيغمبر عم * از جامه برخاست و از بر من غايب شد مرا صورت بست كى وى به حجرهء ديكر رفت برخاستم و بر اثر وى مىرفتم تا * وى را به مسجد يافتم اندر نماز ايستاده و همىكريست تا بلال بانك نماز بامداد بكفت وى اندر نماز بود چون نماز بامداد بكزارد و بحجره اندر آمد ديدم هر دوپايش آماسيده و * هر دوسر * سرانكشت طراقيده و زرداب از ان همىرفت بكريستم و كفتم يا رسول اللّه ترا كناه اوّل و آخر عفو كرده است چندين رنج بر خود چرا مىنهى بمان تا اين * آن‌كس كند كه مامون العاقبة نباشد وى كفت يا عايشه اين جمله فضل و منّت * و لطف و نعمت خدايست جلّ جلاله ا فلا اكون عبدا شكورا نبايد كه من بندهء شكور باشم چون او كرم و خداوندى * كرد نبايد كه من نيز از راه بندكى به مقدار طاقت * از راه شكر باستقبال نعمت * بازشوم و نيز وى صلع به شب معراج پنجاه نماز قبول كرد و آن را كران نداشت تا به سخن موسى عم بازكشت و نماز به پنج بازآورد