تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
فريق اندر وى دعوى كردند و وى آنجا دو رباط كرد يكى مر اهل حديث را و يكى مر اهل راى را و تا امروز آن هر دو رباط برجايست بر ان قاعدهء اصل و از آنجا بحجاز باز شد و مجاور نشست وى را پرسيدند كه از عجايب چه ديدى كفت راهبى ديدم از مجاهدت نزار كشته و از ترس خداى دوتا شده پرسيدمش كى يا راهب كيف الطريق الى اللّه فقال لو عرفت اللّه لعرفت الطريق اليه فقال اعبد من لا اعرفه و تعصى من تعرفه راه به خداى چه چيزست كفت اكر ورا بشناسى راه به دو هم بدانى آنكاه بكفت من * مىپرستم * آن را كه ورا نشناسم و تو مى عاصى * شوى در آنك ورا مىبشناسى يعنى معرفت خوف اقتضا كند و ترا ايمن مىبينم و امن كفر و جهل اقتضا كند و خود را خايف همىيابم كفت اين مرا پند شد و مرا از بسيارى ناكردنى بازداشت و ازو روايت آرند كه كفت السكون حرام على قلوب اوليائه دل دوستانش ساكن نكردد كه سكونت حرامست * بر ايشان اندر دنيا مضطرب اندر حال طلب و اندر عقبى مضطرب اندر حال طرب در دنيا به غيبت از حقّ سكونت بر ايشان روا نه و اندر عقبى بحضور * حقّ و تجلّى و رؤيت قرار بريشان روا نه پس دنيا مر ايشان را چون عقبى و عقبى چون دنيا از انك سكونت دل دو چيز تقاضا كند يا يافت مقصود و يا غفلت از مراد يافت مراد وى اندر عقبى و دنيا روا نه تا دل از خفقان محبّت ساكن شود و غفلت بر * دوستان وى حرام تا دل از حركات طلب ساكن شود و اين اصلى قويست اندر طريقت محقّقان و اللّه اعلم بالصواب

ابو على فضيل بن عياض تميمى يربوعى [ ابو على فضيل بن عياض ]

و منهم