تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
و اين حكايت دليلى قويست مر صحّت ملامت را كى آن‌چنان سه پير بزركوار به حيلت * خود را از خلق دور كردند * و امروز جملهء علما مر اين جنس معاملت را منكرند از انك * با هوا آرميده‌اند و از طريق حقّ رميده خانهء امرا را قبلهء خود ساخته و سراى ظالمان را بيت المعمور خود كردانيده و بساط جابران را با
قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى
برابر كرده و هرچه * خلاف اين معانى بود همه را منكر شوند ، وقتى در حضرت غزنين حرسها اللّه يكى از مدّعيان امامت و علم كفته بود كه مرقّعه پوشيدن بدعتست من كفتم جامهء حشيشى * و ديبا و دبيقى جمله از ابريشم كه عين آن * مردان را حرامست از ظالمان بستدن و بالحاح * و لجاج از حرام * كرد كردن حرامى مطلق آن را بپوشند و نكويند كى بدعتست چرا جامهء حلال از جائى حلال * بوجهى حلال خريده بدعت بود اكر نه رعونت طبع و ضلالت عقل بر شما مسلّطستى سخن ازين * سنجيده‌تر كوبيدى امّا مر زنان را ابريشمينه * حلال باشد و * ديوانكان را مباح اكر بدين هر دو * مقرّ آمديد * خود را معذور كرديد و الّا فنعوذ باللّه من عدم الانصاف و امام اعظم ابو حنيفه رض كويد كى چون نوفل بن حيّان رض را وفات * آمد من بخواب ديدم كه قيامتستى و جملهء خلق اندر حسابكاهندى پيغمبر را ديدم عم متشمّر ايستاده بر حوض خود