تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
رايت اللّه فيه هيچ چيزى نديدم كه نه حقّ را اندر آن بديدم و اين مقام مشاهدت باشد كه بنده اندر غلبهء دوستى فاعل بدرجتى رسد كى اندر فعل وى نكرد فعل نبيند جمله فاعل بيند چنانك كسى اندر صورتى نكرد مصوّر بيند و حقيقت اين بقول خليل عم بازكردد كى ماه و آفتاب و ستاره را كفت
هذا رَبِّي *
و آن اندر حال غلبهء شوق بود كى هرچه مىديد جمله به صفت محبوب خود مىديد از يراك چون دوستان نكاه كنند عالمى را بينند مقهور قهر وى و اسير سلطان وى و وجود اين در جنب قدرت فاعل آن متلاشى و * اندر ذلّ كن وى ناچيز به چشم اشتياق اندر آن نكرند مقهور نبينند قاهر بينند مفعول نبينند فاعل بينند مخلوق نبينند خالق بينند و اين اندر باب المشاهدات بياريم ان‌شاءالله تعالى و اينجا مر كروهى را غلطى مىافتد كه كويند كفتست آن مرد كى رأيت اللّه فيه اين مكان و تجزيت و حلول اقتضا كند و اين كفر محض باشد از آنچ مكان جنس متمكّن بود اكر تقدير كند كسى كى مكان مخلوقست بايد كى متمكّن نيز مخلوق باشد و اكر تقدير كند كه متمكّن قديمست بايد كه مكان نيز قديم بود و بدين قول دو فساد حاصل آيد يا خلق را قديم بايد كفت و يا خالق را محدث و اين هر دو كفر باشد پس اين رؤيت او اندر چيزها بمعنى آيات و دلايل و براهين وى بود اندر چيزها تا بدان معنى كى اوّل كفتم و اندرين معنى رموز لطيفست كى به جايكاه بيارم ان‌شاءالله

[ ابو حنيفة نعمان بن ثابت الخزّاز ]

و منهم امام جهان و مقتداى