تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
فنون علم از فقه و توحيد و حقايق و تفسير و شعر و لغت و غير آن و كويند مردى عيّارنماى و پارساطبع بود نه پارسانماى عيّارطبع و اين طريقى ستوده است * اندرين قصّه و محمود به نزديك جملهء مشايخ رض و از وى روايت آرند كفت ارض باليسير من الدنيا مع سلامة دينك كما رضى قوم بكثيرها مع ذهاب دينهم راضى كرد به اندكى از دنيا با سلامت دينت چنانك راضى شدند قومى به بسيارى آن و رفتن دين ايشان ازيشان يعنى فقر با سلامت بهتر از غناى با غفلت كى فقير چون اندر دل نكرد انديشهء زيادت نيابد و اندر دست خود نكرد قناعت يابد و غنى اندر دل نكرد انديشهء * زيادتى دنيا يابد و اندر دست خود نكرد دنياء پرشبهت بيند پس رضاى دوستان به خداوندى خداوند بىغفلت بهتر از رضاى غافلان به دنياء پرغرور و آفت و حسرت و ندامت و زلّت و معصيت پس چون بلا بيايد غافلان كويند الحمد للّه كى بر تن نيامد و دوستان كويند الحمد للّه كى بر دين نيامد اكر تن اندر بلا بود چون * دل اندر لقا بود بلا بر تن خوش كردد و چون دل اندر غفلت بود اكرچه تن اندر نعمت بود آن نعمت نبود نقمت بود و به حقيقت رضا بقليل دنيا كثير دنيا بود و رضا بكثير دنيا قليل دنيا بود از آنچ قليل آن چون كثير آنست و از وى مىآيد رض كى اندر مكّه نشسته بود مردى به نزديك وى آمد و كفت مرا خبر ده از حلالى كه اندرو حرام نباشد و از حرامى كى اندرو حلال نباشد وى كفت رض ذكر اللّه حلال ليس فيه حرام و ذكر غيره حرام ليس فيه حلال ياد * كرد حقّ تعالى حلالى است * كه در وى هيچ حرام نيست و ياد كرد ديكران * غير حلالست
كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 106 | علي الجلابي الهجويري الغزنوي / والنتين ژوكوفسكى