تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف المحجوب ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
چه بوده است كى توبه * مىنكنى دست از ان جمله بداشت و به نزديك حسن آمد و اندر توبه قدمى درست كرد و منزلتش به جائى رسيد كه وقتى در كشتى نشسته بود جوهرى اندر كشتى غايب شد وى مجهول‌تر همه * قوم مىنمود وى را به بردن آن تهمت كردند سر سوى آسمان كرد اندر ساعت هرچه اندر دريا ماهى بود * همه بر سر آب آمدند و هريك جوهرى اندر دهان كرفته از ان جمله يكى بستد و بدان مرد داد و خود قدم بر سر آب نهاد و * بر روى آب خوشى برفت تا بساحل بيرون شد و از وى مىآيد كه كفت احبّ الاعمال علىّ الاخلاص فى الاعمال دوست‌ترين كردارها بر من اخلاص است اندر كردارها از آنچ عمل باخلاص عمل كردد و اخلاص مر عمل را به درجهء روح بود مر جسد را چنانك جسد بىروح جمادى بود عمل بىاخلاص هبائى بود امّا اخلاص از جملهء اعمال باطنست و طاعات از اعمال ظاهر و اعمال ظاهر * با اعمال باطن تمام شود و اعمال * باطن باعمال ظاهر قيمت كيرد چنانك اكر كسى هزار سال بدل مخلص بود تا عمل باخلاص نكند اخلاص نباشد و اكر كسى به ظاهر هزار سال عمل مىآرد تا اخلاص به عمل وى نپيوندد آن عمل وى عمل نكردد

ابو حليم حبيب بن سالم راعى [ ابو حليم حبيب بن سليم الراعى ]

و منهم فقير خطير و بر همه اوليا امير ابو حليم حبيب بن سليم الراعى رض اندر ميان مشايخ منزلتى بزرك * داشت و وى را آيات و براهين روشن بسيارست اندر جملهء احوال و صاحب سلمان فارسى بود رض روايت كند از پيغمبر عم كه كفت نيّة المؤمن خير من عمله صاحب كوسفندان بود بر كرانهء فرات نشستى و طريقش عزلت