ص 339
س 14 : ق : و از ابو الحسن اشعرى رضى الله عنه لفظى آوردهاند
ص 341
عنوان : عنوان را از نسخهء خراجچى اوغلو گرفتهام س 7 : ق : و گروهى گفتند س 8 : ق : حجت كردند
ص 345
س 27 : ق : گفت مخلوق نيست و محدث نيست و حدث نيست
ص 346
س 25 : ق : و از اين قرآن
ص 347
س 1 : ق : به لغت چنين . . . و مر آن را . . . پنج نيايد هرگز س 14 : ق : و سه ديگر تأويل س 15 : ق : اين تأويل خطا است س 20 : ق : چنان چون درود س 21 : ق : بيع خانه اندر چك است
ص 350
س 3 : ق : همواره متكلم بود س 7 : ق : مائية ، در اساس « چه چيزى » آورده س 12 : ق : كلام صفت خداى است قايم به ذات وى همواره از بهر آنكه . . . بر دو قسمت است س 13 : ق : قديم است ازلى و اندر صفات س 15 : ق : باز اندر كلام ، با معتزليان اختلاف است
ص 352
س 5 : ق : شب اندر آمد شرفاكى وحشى شنيدم س 6 : ق : شخصى ديدم به كردار اشتربچه دو چشم وى به سينه س 8 : ق : گفت خليفتى برپاىكردم تا
ص 354
س 11 : ق : از اين مقدار بد نيست ازيرا
ص 364
س 22 : ق : « قوله لانه لو لم . . . لم يزل » به تمام محذوف است س 23 : ق : ككلام المحدثين ، و اين درست است و در متن ما نادرستى راه يافته س 27 : ق : چون كلام محدثان محدث است
ص 366
س 15 : ق : بر چند روى بيايد س 16 : ق : يكى از روى مصدر قرآن است عرب گويد
ص 374
س 5 : ق : گروهى علما س 6 : ق : چه رهانيدهاند س 7 : ق : روا نداشتند