س 8 : ق : برترين همه نعمتها س 10 : ق : دشمن را با دوست س 12 : ق :
دشمن را با دوست س 14 : ق : ديدار دو گونه س 29 : ق : للذين احسنوا الحسنى
ص 383
س 6 : ق : يا دانست كه خداى عز و جلّ ديدنى است و بخواست چنان كه ما گفتيم و اين حجت ما است يا دانست كه ناديدنى است بخواست چنان كه معتزليان گفتند و چون نشايد كه پيغامبران به خداى عز و جلّ جاهل باشند درست شد بطلان قول ايشان دليل ديگر از آيت آن است كه هركسى كه بر خداى عز و جلّ چيزى روا دارد كه آن روا نيست باتفاق خلق كافر گردد نبينى كه چون بر خداى ظلم روا نيست . اگر كسى گويد يا رب ستم كن كافر گردد . پس اگر ديدار روا نبودى خواستن ديدار كفر بودى و بر پيغامبران عليهم السلام باتفاق كفر روا نباشد و هركه روا دارد كافر گردد و نعوذ بالله به آن مذهبى كه
ص 387
س 2 : ق : چون ثابت شود جواز س 3 : ق : از بهر آن گفت س 7 : ق : بدان دلايل كه ياد كرديم س 14 : ق : كلام عرب بر چهار وجه ( بالاى كلمه : وجوه ) باشد س 24 : ق : اين تأويل نيز مراتب را هم روا باشد ( در حاشيه : نباشد )
ص 391
س 4 : ق : تلبيس همىكردند و با مؤمنان موافقت همىكردند به گذارد ( كذا ) . . .
كه از ايشاناند س 11 : ق : سروى گاو كژ بماند س 12 : ق : توفيق سجود بيابند
ص 402
س 13 : ق : به شب معراج س 16 : ق : چنان كه مخصوص كردند موسى را عليه السلام به كلام س 21 : ق : اسماء بنت الصديق رضى الله عنهما س 22 : ق : عبارت تداركشدهء متن چاپى از نسخهء ق است س 24 : ق : اين گروه كه اين روا داشتند چنين گويند همى كه سه تن س 29 : ق : مگر محمد
ص 406
س 10 : ق : اندر اين مذهب متحققاند س 12 : ق : اندر كتابهاى ايشان و رسالتهاى ايشان
ص 407
س 17 : ق : مر ايشان را س 18 : ق : ما خداى را عز و جلّ ببينيم اندر دنيا كسى ورا نديد اندر دنيا س 20 : ق : عبارت افتاده در متن از نسخهء ق تدارك شد س 21 : ق : اين از آنجا افتاده است كه اين گروهى . . . دعوى حسن خلق . پس هر كسى . . . خويشتن به ميان اندر افكند