تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2160

مساهمون:

ص٢١٦٠
ذكورت نهد يا انوثت س 6 : ق : بر ماده‌اى يا بر ذكرى س 7 : ق : مجسمه را و مشبه را

ص 283

س 13 : ق : كون كند يا دويست هزار يا پانصد هزار يا هزار هزار س 17 : ق : عاجز آمد از ادراك موصوف عاجزتر س 23 : ق : بهرى توانند بهرى نتوانند س 28 : ق : بهرى شنوند و بهرى نشنوند .

ص 284

س 5 : ق : بهرى بينند و بهرى نبينند

ص 286

س 8 - 7 : ق : افتادگيهاى اساس را از نسخهء ق تدارك كردم س 11 : ق : فوق مرورا سايه س 16 : ق : هيچ تحتى ورا س 28 : ق : صفت مدارات

ص 287

س 27 : ق : تقاضا كند با بودن يا بوده نيست گشتن نيست

ص 289

س 3 : ق : همه پرسپندان و باز مرغى بيافريد هر هزار سال يك سپندان دانه س 10 : ق : اشارت به وقت است موقت را متى گويند تا وجود وى اندر آن

ص 292

س 7 : ق : مكان تقاضا كند

ص 293

س 5 : ق : ظاهر اندر استتار خويش . معنى اين سخن آن است و الله اعلم كه هر دو صفتى

ص 295

س 15 - 14 : ق : به قرب ما دوست ما گشتند و به بعد ما دشمن ما گشتند

ص 298

س 17 : ق : به اخبارها س 22 : ق : ديگر صفات س 27 : ق : مفعول وىاند

ص 309

س 25 : ق : داشتند و با نصارى بيشترين قولها و منكراند

ص 312

س 11 : ق : از اين همه بر وى هيچ‌چيز جائز نيست 13 : ق : خلق را شرف جوارح است س 17 : ق : او را وجه خوانند س 18 : ق : به كلام عرب از مواجهت
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 2160 | محمد روشن / اسماعيل بن محمد مستملى بخارى