ص 215
س 13 : ق : زيادت بركنى
ص 218
س 22 : ق : بو قبيس برشويم
ص 222
عنوان : ق : علوم الاشارة س 11 : ق : اين سخن به دو چيز اشارت است
ص 229
س 25 : ق : مر آن كس را استثقال نيفتادى س 27 : ق : آن چيز اندر دل وى مكروه نگردد و همچنانكه تا دل به چيزى مشغول نگردد آن چيز اندر دل وى محبوب نگردد همچنانكه محبت
ص 230
س 10 : ق : معنى اندرين آن س 27 : ق : و به قصههاى . . . بر وى غالب
ص 237
س 7 : ق : ابو طاهر باركتى س 8 : ق : به در سراى نگرست س 9 : ق : آب ديد و سروها ديد س 10 : ق : غلام را بانگ كرد تبر بياورد و آن سروها بيفگند چون
ص 246
س 16 : ق : « حق » ندارد ، محمد بن الحسين س 17 : ق : و از خليل و
ص 247
س 5 : ق : به جاى « پناهيدن » « اندخسيدن » آورده ، و به جاى « پناهنده » ، « اندخسند » س 8 : ق : حجاب را له خوانند س 28 : ق : اندر ماندگى ، به جاى « پناهند » ، « اندخسند »
ص 248
س 1 : ق : اندخشند
ص 256
س 11 : ق : هركسى كه س 12 : ق : چنان چون كاتب نيست گشت س 19 - 15 :
ق : عبارتهاى : دوازدهم فرق ، و سيزدهم فرق . . . در نسخهء قليچ على پاشا نيامده است .
ص 257
س 14 : ق : روزى ده
ص 259
س 21 : ق : كان معنى به حقيقت جز خداى را عز و جلّ نيايد