ص 152 ، س 4 : هذه مسئلة . . .
اين مسألهء فانى شدن در خداى است .
ص 152 ، س 26 : الارواح جنود . . .
روانها سپاهيان آمادهء كارزارند .
ص 153 ، س 6 : أَ لَسْتُ . . .
آيا پروردگار شما نيستم ؟
ص 153 ، س 28 : وافقنى ربى . . .
خداى من در سه چيز با من همساز گشت .
ص 154 ، س 8 : فلا و ربك . . .
نه ، سوگند به پروردگار تو ، باور نمىآورند .
ص 154 ، س 9 : و لا تصل . . .
بر هيچيك از ايشان كه بميرد ، هرگز نماز مگزار .
ص 154 ، س 12 : وَ إِذا سَأَلْتُمُوهُنَّ . . .
اگر از زنان كالايى مىخواهيد ، از پس پرده بخواهيد .
ص 154 ، س 14 : ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ . . .
گروهى از نخستينيان و اندكى از واپسينيان .
ص 154 ، س 20 : عَسى رَبُّهُ . . .
از خدا اميد است كه اگر پيامبر ، شما زنان خود را رها كند ، او را بدل دهد به جاى شما زنانى مسلمان ، مؤمن ، خاشع ، پرستنده و روزهدار .
ص 154 ، س 22 : ان الحق . . .
حق به زبان عمر سخن گويد .
ص 154 ، س 27 : يا محمد . . .
اى محمد ، ندانى كه سخن عمر فرمان من و شمشير او داد من است ؟
ص 155 ، س 9 : يا حجام احفظ . . .
اى حجام ، دلت را نگهدار و با خود به ياوه گفتوگو مكن .
ص 155 ، س 16 : الا يستحيى احدكم . . .
آيا شرم نمىدارد يكى از شما كه آهنگ خانهء خداى خود كند و آنگاه بر قيراطى بخل ورزد كه به بهاى دو موزه بپردازد ؟ گفتم : پاك -
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1849
مساهمون: محمد روشن
ص١٨٤٩