ص 138 ، س 12 : وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ . . .
اطعام مىكنند براى دوستى خدا ، بينوا و يتيم و اسير را ، همانا طعام مىدهيم شما را براى خدا .
ص 138 ، س 15 : فَلَنُوَلِّيَنَّكَ . . .
به زودى ترا قبلهاى خواهيم نمود كه خشنود شوى .
ص 138 ، س 16 : وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ . . .
خدا چندان به تو خواهد بخشيد كه خشنود گردى .
ص 138 ، س 29 : اراض انت . . .
آيا با اين تنگدستى از من خشنودى يا بر من خشمگينى !
ص 142 ، س 6 : ما مد يده . . .
هرگز دستش به خوراك [ پيش از ديگران ] دراز نشد .
ص 142 ، س 7 : لو اهدى الى . . .
اگر ذراعى به من ارمغان دهند مىپذيرم و اگر به كراعى خوانده شوم ، مىروم .
ص 142 ، س 18 : قليل منك . . .
اندكى از تو مرا زنده مىسازد ولى اندك ترا « اندك » نگويند .
ص 142 ، س 27 : ما اشبهكم
چه مايه همانند ياران پيامبريد .
ص 143 ، س 9 : من تشبه بقوم . . .
كسى كه همانند گروهى گردد ، از ايشان خواهد بود .
ص 143 ، س 21 : سلمان منا . . .
سلمان از خاندان ما است و دوست يك گروه از ايشان شمرده مىشود .
ص 144 ، س 7 : لا تجالسوا . . .
با مردگان همنشين نشويد .
ص 144 ، س 11 : وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ . . .
ولى او جاودان به زمين چسبيده ، يعنى به اين جهان گرايش و آرامش يافته است .
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى ) — صفحة 1847
مساهمون: محمد روشن
ص١٨٤٧