ص 1572 ، س 1 :
وَ قَرَّبْناهُ . . .
براى گفتگويش نزديك كرديم .
ص 1572 ، س 3 : و يكون محفوظا . . .
به آنچه خدا بر او واجب كرده است هشدار داده مىشود ، و از آنچه جز خدا در او هست ، دور داشته مىشود ؛ و اين عصمت است .
ص 1572 ، س 11 : و لا يزعجه . . .
خواهش او را نياز آرد و نادارى او را نترساند .
ص 1572 ، س 29 : خير العصمة . . .
بهترين عصمت ناتوانى او است .
ص 1574 ، س 8 :
ما زاغَ . . .
چشم نه گمراه شد و نه سركشى كرد . گويند گمراهى در دنيا و سركشى از آخرت است كه در ميانه رود .
ص 1574 ، س 14 :
وَ ما يَنْطِقُ . . .
از هوس سخن نگويد ، بل سخن او وحى است .
ص 1575 ، س 14 : أَنِّي مَسَّنِيَ . . .
مرا گزند رسيد .
ص 1575 ، س 22 : هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ . . .
او آرامش به دل مؤمنان نهد .
ص 1576 ، س 3 : إِنِّي أَرى . . .
من بندگانم را از راه آگاهى بر دلهاى ايشان مىشناسم و بر ايشان آگاه و باخبرم .
ص 1578 ، س 23 : مِنْكُمْ مِنْ . . .
برخى از شما دنيا را خواهند و برخى آخرت را .
ص 1578 ، س 26 : مَنْ كانَ . . .
كسى كه كشت آن جهان خواهد بركشت او مىافزاييم ، و هركس كه كشت اين جهان خواهد از آن به او مىدهيم ، او را در آن جهان نصيبى نيست .